کوثر مدیریت -رهبری منابع انساني در قرآن سورة الكوثر - به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (١)فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (٢)إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأبْتَرُ (٣)
عنوان مقاله3: رهبری منابع انساني در قرآن سورة الكوثر
- سورة ١٠٨ - عدد آياتها ٣
The quran HUMAN RESOURCES LEADERSHIPS exemplar in
استاد دکتر درویش و محمد ضیایی دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت منابع انساني
موضوع: قرآن ، مدیریت منابع انسانی ، الگو هاي مديريتي
سال انتشار(میلادی): 2011
دانشگاه پيام نورمرکز تهران واحد غرب
سال 1390.02.12 س 15.20
چکیده : تحقیق حاضر با هدف بررسي ديدگاه قرآن به مدیریت منابع انسانی انجام شده است این مقاله با رویکردی جدید به استفاده از قرآن می پردازد چراکه يكى از مراتب مهجوريّت از قرآن و مهجور گذاشتن قرآن، كه از همه شايد تأسفش بيشتر است، استفاده صحیح از قرآن را تفسیر به رای گفتند با بررسی
مقالات در این زمینه به شکل این مقاله تحقیقی صورت نگرفته و کاملا ابتکاری می با شد
از نوع تحقیقات تحلیل محتوی بوده و توسعه و روش انجام آن پیمایشی و روش گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانه ای می باشد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات لوح هاي فشرده و اينترنت بوده است. برداشتهای مدیریتی از قرآن
ما به تو كوثر ( خير و بركت فراوان) عطا كرديم! (1) رهبری منابع انساني با شناخت و نزدیکی با افکار فراملیتی این خانواده ( اهل البیت علیه السلام ) محقق می شود
کوثر رهبری (خير و بركت رهبری) در مقابل تکاثر رهبری (سوء رهبری) در دنیای امروز
عبور از مرحله تکاثر رهبری به کوثر رهبری در جهان
پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن! (2) شناخت و نزدیکی با افکار فراملیتی این خانواده موجب حالت تواضع و شکر گذاری از این نعمت بزرگ می شود( نماز بالا ترین حالت ) و قربانی کردن ( هوی نفس )
ابزار مهم کوثر رهبری ارتباط با خالق خیرات
وعدم شناخت پاسخ به این سوال را در بر خواهد داشت
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»؛
- سوره تکاثر، آیه 9
روایتی است که در البرهان در تفسیر آیه شریفه: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»؛ " 1 " آنگاه در آن روز از آن نعمت [ویژه] بازپرسی میشوید.
از حضرت ابی عبد اللَّه صادقعلیه السلام آمده که فرمود: این امّت، از نعمتهایی بازخواست میشود که خدا به واسطه پیامبر و اهل بیتش به ایشان ارزانی داشته است. " 2 " و نیز از آن حضرت است که درباره آیه مبارکه: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»؛ آنگاه در آن روز از آن نعمت [ویژه] بازپرسی میشوید. فرمود: آن نعیم (=نعمت : نعمت خاص) ما هستیم. " 3 ".
شبیه همین روایت از امیر المؤمنینعلیه السلام نقل شده است.
و از ابوخالد کابلی است که گفت: بر حضرت محمد بن علیعلیهما السلام وارد شدم، غذایی برایم آورد که از آن خوشمزهتر نخورده بودم. به من فرمود: ای ابوخالد! غذای ما را چگونه دیدی؟ عرض کردم: فدایت شوم چه خوشمزه است، ولی من آیهای از کتاب خدا یادم افتاد. خشمگین شد و پرسید کدام آیه؟ عرض کردم: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ». فرمود: واللَّه از این غذا هرگز سؤال نمیشوی. سپس خندید تا اینکه دندانهایش آشکار شد و فرمود: آیا میدانی نعیم چیست؟ عرضه داشتم: نه. فرمود: ما نعیم هستیم. " 4 " و اخبار در این باره زیاد است که در البرهان و غیر آن مذکور است.
- سوره تکاثر، آیه 9
2- تفسیر البرهان: 502:4
3- تفسیر البرهان: 503:4
4- تفسیر البرهان: 503:4
1. www.rasekhoon.net/Library/printcontent-29509.aspx - Cached
►
(و بدان) دشمن تو قطعا بريدهنسل و بىعقب است! (3)
تکاثر رهبری (سوء رهبری) ابتر و بی نتیجه و سرگردان در تئوریهای مبهم بشری و مخرب عالم
ایام دهه فاطمیه است از حدیث ایشان استفاده وما نیز به ایشان الگو گرفته چنانچه فرزندش می گوید
امام زمان علیه السلام در یکی از نامه هایشان می فرمایند:
«وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة ... ; (9) در دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .» 9) بحارالانوار، ج 53، ص 180 .
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
« حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله »
از دنیای شما سه چیز محبوب من است:
1-تلاوت قرآن
2-نگاه به چهره رسول خدا
3-انفاق در راه خدا
(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)
امام خميني (ره) در کتاب آداب الصلوة (1) – بخش آداب قرآئت - باب چهارم نکته لطیفی می فرماید
يكى از مراتب مهجوريّت از قرآن و مهجور گذاشتن قرآن، كه از همه شايد تأسفش بيشتر است، استفاده صحیح از قرآن را تفسیر به رای گفتند
4 ترجمه آوردن ترجمه های استاد شاکری ، یوسفعلی ] غربی و پاکدل (مکارم)
ياد آوري :
1- سلسله وار بودن مقالات اين تحقيق
2- از كليات به جزئيات رفتن اين مقالات
3- هر آيه اي بعدا به صورت مقاله ارائه خواهد شد
4- آوردن ترچمه انگليسي براي آشنايي با زبان وآمادگي جهت ارائه مقاله براي به زبان ديگر
نکته قابل توجه اینکه برای عدم محدود کردن قرآن در چهار چوب تئوریها موجود، لذا از قرآن بسوی تئوریهای مدیریت می رویم انشاء الله .
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ﴿23﴾ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا ﴿كهف24﴾
و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد (23) مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردى پروردگارت را ياد كن و بگو اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديكتر از اين به صواب است هدايت كند (24)
and do not say of anything: surely i will do it tomorrow, (23)
unless allah pleases; and remember your lord when you forget and say: maybe my lord will guide me to a nearer course to the right than this (24)
نكته مدیریتي : أَن يَشَاء اللَّهُ (مگر آنكه خدا بخواهد) در مدیریت منابع انسانی
کلیدواژه ها: رهبران ، منابع ، انسان ، قرآن ، رهبران منابع انسانی
تشکر و قدردانی
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ﴿7 إبراهيم ﴾
و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سختخواهد بود (7)
and when your lord made it known: if you are grateful, i would certainly give to you more, and if you are ungrateful, my chastisement is truly severe (7) Chapter 14: IBRAHIM (ABRAHAM)
نكته مدیریتي : شكرگزاري(سپاسگزارى) در مدیریت منابع انسانی
بر خود فرض مي دانم كه از جناب آقای دكتر ، و كاركنان مركز تحقيقات معلمان و همه كساني كه از مطالب آنها در مقاله استفاده شده تشكر نمايم با سلام وخدا قوت خدمت استاد گرامی جناب آقای دكتر که در کلاس درس مجدانه تلاش می کردند تا دانشجویانشان با ریزه کاریهای تحقیق در مدیریت آشنا شوند وتا آخرین لحظات کلاس استفاده می نمودند ولی حیف که فرصت کم بودکه بیشتر از محضر ایشان استفاده نماییم و اینجانب نیز که خود در آموزش وپرورش هستم این مساله را بیشتر حس میکردم انشاء الله سلامت وموفق باشید وامید وارم که باهدیه اینمقاله به ایشان، ایشان را مسرور نموده باشیم هرچند که به یاد این آیه می افتیم :
فَلَمَّا جَاءَ سُلَيْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتَاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ (سوره نمل ٣٦)
و چون [فرستاده] نزد سليمان آمد [سليمان] گفت آيا مرا به مالى كمك مىدهيد آنچه خدا به من عطا كرده بهتر است از آنچه به شما دادهاست [نه] بلكه شما به ارمغان خود شادمانى مىنماييد (36)
نكته مدیریتي : (عطاي خدا و بي نياز از هداياي مردم) در مدیریت منابع انسانی
به نام خداوند بخشنده مهربان
ما به تو كوثر ( خير و بركت فراوان) عطا كرديم! (1)
پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن! (2)
(و بدان) دشمن تو قطعا بريدهنسل و بىعقب است! (3)
4 ترجمه
|
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful |
|
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ﴿۱﴾ |
|
QARIB: indeed, we have given you (prophet muhammad) the abundance (al kawthar: river, its pool and springs). |
|
SHAKIR: surely we have given you kausar, |
|
PICKTHAL: lo! we have given thee abundance; |
|
YUSUFALI: to thee have we granted the fount (of abundance). |
|
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ﴿۲﴾ |
|
QARIB: so pray to your lord and sacrifice. |
|
SHAKIR: therefore pray to your lord and make a sacrifice |
|
PICKTHAL: so pray unto thy lord, and sacrifice. |
|
YUSUFALI: therefore to thy lord turn in prayer and sacrifice. |
|
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿۳﴾ |
|
QARIB: surely, he who hates you, he is the most severed. |
|
SHAKIR: surely your enemy is the one who shall be without posterity, |
|
PICKTHAL: lo! it is thy insulter (and not thou) who is without posterity. |
|
YUSUFALI: for he who hateth thee, he will be cut off (from future hope). |
انتخاب موضوع:
امام خميني (ره) در کتاب آداب الصلوة (1) – بخش آداب قرآئت - باب چهارم نکته لطیفی می فرماید بشرح زیر :
يكى از مراتب مهجوريّت از قرآن و مهجور گذاشتن قرآن، كه از همه شايد تأسفش بيشتر است، اين است. چنانچه در كريمه شريفه فرمايد: وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ انَّ قَوْمى اتَّخَذوُا هذا القُرآنَ مَهْجُوراً. «310» مهجور گذاردن قرآن مراتب بسيار و منازل بىشمار دارد كه به عمده آن شايد ما متّصف باشيم. آيا اگر ما اين صحيفه الهيّه را مثلًا جلدى پاكيزه و قيمتى نموديم و در وقت قرائت يا استخاره بوسيديم و به ديده نهاديم، آن را مهجور نگذاشتيم؟
آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويّه و بيانيّه و بديعيّه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريّت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسّنات آن را تعلّم كرديم، از شكايت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و مُنَزِّلْ عظيم الشأن آن نيست. قرآن كتاب الهى است و در آن شئون الهيّت است؛ قرآن حبل متّصل بين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطه معنويّه و ارتباط غيبى بين بندگان خدا و مربّى آنها پيدا شود؛ از قرآن بايد علوم الهيّه و معارف لدنّيّه حاصل شود. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به حسب روايت كافى شريف فرموده: انَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: آيةٌ مُحْكَمَةٌ؛ وَ فَريضَةٌ عادِلةٌ؛ و سُنَّةٌ قائِمَةٌ. «311»قرآن شريف حامل اين علوم است؛ اگر ما از قرآن اين علوم را فرا گرفتيم، آن را مهجور نگذاشتيم. اگر دعوتهاى قرآن را پذيرفتيم و از قصّههاى انبياء عليهم السلام كه مشحون از مواعظ و معارف و حِكَم است تعليمات گرفتيم، اگر ما از مواعظ خداى تعالى و مواعظ انبياء و حكماء كه در قرآن مذكور است موعظت گرفتيم، قرآن را مهجور نگذاشتيم؛ و الّا غور در صورت ظاهر قرآن نيز اخلاد إلى الأرض است، و از وساوس شيطان است كه بايد به خداوند از آن پناه برد.
يكى ديگر از حجب كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيّه است اعتقاد به آن است كه جز آن كه مفسِّرين نوشته يا فهميدهاند كسى را حقّ استفاده از قرآن شريف نيست. و تفكّر و تدبّر در آيات شريفه را به تفسير به رأى، كه ممنوع است، اشتباه نمودهاند؛ و به واسطه اين رأى فاسد و عقيده باطله قرآن شريف را از جميع فنونِ استفاده عارى نموده و آن را بكلّى مهجور نمودهاند؛ در صورتى كه استفادات اخلاقى و ايمانى و عرفانى به هيچ وجه مربوط به تفسير نيست تا تفسير به رأى باشد. مثلًا، اگر كسى از كيفيّت مذاكرات حضرت موسى با خضر و كيفيّت معاشرت آنها و شدِّ رحال حضرت موسى، با آن عظمت مقام نبوّت، براى به دست آوردن علمى كه پيش او نبوده، و كيفيّت عرض حاجت خود به حضرت خضر- به طورى كه در كريمه شريفه هَلْ اتَّبِعُكَ عَلى انْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً. «312» مذكور است- و كيفيّت جواب خضر، و عذرخواهىهاى حضرت موسى، بزرگى مقام علم، و آداب سلوك متعلّم با معلّم را كه شايد بيست ادب در آن هست، استفاده كند، اين چه ربط به تفسير دارد تا تفسير به رأى باشد. و بسيارى از استفادات قرآن از اين قبيل است. و در معارف، مثلًا، اگر كسى از قول خداى تعالى: الْحَمْدُ للَّه رَبِّ الْعالَمين كه حصر جميع محامد و اختصاص تمام اثنيه است به حق تعالى، استفاده توحيد افعالى كند و بگويد از آيه شريفه استفاده شود كه هر كمال و جمال و هر عزّت و جلالى كه در عالم است و چشم احول و قلب محجوب به موجودات نسبت مىدهد از حق تعالى است و هيچ موجودى را از خود چيزى نيست، و لهذا محمدت و ثنا خاصّ به حق است و كسى را در آن شركت نيست، اين چه مربوط به تفسير است تا اسمش تفسير به رأى باشد يا نباشد.
الى غير ذلك از امورى كه از لوازم كلام استفاده شود كه مربوط به تفسير به هيچ وجه نيست. علاوه بر آن كه در تفسير به رأى نيز كلامى است، كه شايد آن غير مربوط به آيات معارف و علوم عقليّه كه موافق موازين برهانيّه است و آيات اخلاقيّه كه عقل را در آن مدخليّت است باشد؛ زيرا كه اين تفاسير مطابق با برهان متين عقلى يا اعتبارات واضحه عقليّه است، كه اگر ظاهرى بر خلاف آنها باشد لازم است آن را از آن ظاهر مصروف نمود. مثلًا، در كريمه شريفه وَ جاءَ رَبُّكَ «313» و الرَّحمنُ عَلَى العَرْشِ اسْتَوى «314» كه فهم عرفى مخالف با برهان است، ردّ اين ظاهر و تفسير مطابق با برهان تفسير به رأى نيست و به هيچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس، محتمل است، بلكه مظنون است، كه تفسير به رأى راجع به آيات احكام باشد كه دست آرا و عقول از آن كوتاه است، و به صرف تعبّد و انقياد از خزّان وحى و مهابط ملائكة اللَّه بايد اخذ كرد؛ چنانچه اكثر روايات شريفه در اين باب در مقابل فقهاء عامّه كه دين خدا را با عقول خود و مقايسات مىخواستند بفهمند وارد شده است. و اين كه در بعضى روايات شريفه است كه لَيْسَ شَىءٌ ابْعَدَ مِنْ عُقُولِ الرِّجالِ مِنْ تَفْسيرِ الْقُرآنِ. «315» و هم چنين روايت شريفه كه مىفرمايد: دينُ اللَّه لا يُصابُ بالْعُقُول، «316» شهادت دهد بر اينكه مقصود از «دين اللَّه» احكام تعبّديّه دين است؛ و الّا باب اثبات صانع و توحيد و تقديس و اثبات معاد و نبوّت، بلكه مطلق معارف، حقّ طلق عقول و از مختصّات آن است. و اگر در كلام بعضى محدثين عالى مقام وارد شده است كه در اثبات توحيد اعتماد بر دليل نقلى است، از غرائب امور بلكه از مصيباتى است كه بايد به خداى تعالى از آن پناه برد؛ و اين كلام محتاج به تهجين و توهين نيست. والى اللَّه المُشْتَكى.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
آداب الصلوة (1) امام خميني (ره) - آداب قرآئت
طرح تحقیق
1- ابتدا بصورت اجمالی وآنگاه طی مقالات بعدی بصورت موضوعی وارد بحث خواهیم شد انشاء الله
2-
3- بررسي تك تك آيات
طرح مسأله یا سؤال علمی:
تبیین ، کالبد شکافی صحیح و دقیق و ديدگاه قرآناز مدیریت منابع انسانی
بیان علت ها و اهداف تحقیق:
آنچه هدف نظری یا کلی تحقیق پیش رو می باشد تبیین ديدگاه قرآن از مدیریت منابع انسانی می باشد.
وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿109﴾
بسيارى از اهل كتاب پس از اينكه حق برايشان آشكار شد از روى حسدى كه در وجودشان بود آرزو مىكردند كه شما را بعد از ايمانتان كافر گردانند پس عفو كنيد و درگذريد تا خدا فرمان خويش را بياورد كه خدا بر هر كارى تواناست (بقره109)
many of the followers of the book wish that they could turn you back into unbelievers after your faith, out of envy from themselves, (even) after the truth has become manifest to them; but pardon and forgive, so that allah should bring about his command; surely allah has power over all things (109 Chapter 2: AL-BAQARA (THE COW)
و در مقابل، اهداف عملی تحقیق یا اهداف جزئی آن شامل پاسخگویی به اهداف جزئی زیر که شامل:
1- تعبير جایگاه و اهمیت مدیریت منابع انسانی در قرآن
2-تدوین مفاهیم بنيادي و تاثیر گزار فضیلتهای قرآن در مدیریت منابع انسانی
3-تشريح انواع اصول ، و ضوابط قرآن برای مدیریت منابع انسانی
4- انطباق مدیریت منابع انسانی با قرآن
تعیین فرضیه ها:
فرضیه اصلی: الگو هاي قرآن براي مدیریت منابع انسانی
فرضیه های فرعی:
متغیر مستقل .
متغیر وابسته
تعاریف و مفاهیم:
موانع و محدودیت های تحقیق:
1- نیاز به آشنایی با علوم قرآنی و مدیریت منابع انسانی
2- صبر پيگيران تحقیق
3- گسترده بودن موضوع
4- میان رشته ای بودن تحقیق
5- محدودیت دسترسي به بعضی اطلاعات استفاده شده.
6- زیغ وقت
پیشینه تحقیق
سئوالات تحقیق:
سئوال اصلی تحقیق عبارت است از:
ديدگاه قرآن از مدیریت منابع انسانی چيست ؟
همچنین سئوالات فرعی تحقیق عبارتند از:
مبانی نظری: قرآن ،تفاسير و ديدگاه هاي بسیاری از دانشمندان و علمای اسلام
روش انجام تحقیق
جمعیت آماری: تحقيات انجام شده قابل دسترس:
تحليل شماره 1:
روش تحقیق:
تحليل محتوي
جمع بندی و نتیجه گیری:
شواهد حاصل از این تحقیق نشان داد که
1- سلسله مقالات بودن اين تحقيق
2- از كليات به جزئيات رفتن اين مقالات
3- هر آيه اي بعدا به صورت مقاله ارائه خواهد شد
. مقالات جداگانه ای در موضوعات مختلف در وبلاگ زیر ارائه خواهد شد انشاء الله :
Zia128blogfa.com موسسه قرآنی ضیا
پیشنهادات :
بررسی موضوعات زیربه شکل مقالات جداگانه :
منابع و مآخذ:
1-دكتر علي رفيع - لوح فشرده قرآن پژوهي - 1386
2- http://www.isu.ac.ir/Farsi/Thesis/Mgt/Management05.htm ذوالفقارزاده، محمدمهدي- تصويرپردازي از مديران آينده: به سوي الگوي قرآني- پایان نامه - دانشگاه: امام صادق (ع) ۱۳۸۵- کارشناسي ارشد معارف اسلامي و مديريت
3- گروه دین و اندیشه – عسگری از: 300 نکته مدیریت اسلامی، مصطفی مؤمنی
5- مدیرایرانhttp://www.modiriran.ir/modules/article/view.category.php/28
6- مقاله مقايسه ويژگي هاي مديريت از ديدگاه قرآن کريم با مديريت از ديدگاه تئوريهاي غربي منبع:نشريه علمي پژوهشي پژوهشهاي ميان رشته اي قرآن كريم بهار 1388; 1(2)نجات بخش اصفهاني علي,شهرياري بهاره*دانشگاه پيام نور تهران
7- "شیوههای تدبر در قرآن -دکتر ولیالله نقیپورفر متولد 1337 در تهران و دارای مدرک دکتری در رشته علوم قرآن و حدیث از دانشگاه تهران است. وی که علاوهبر مطالعات دانشگاهی، دانشآموخته دروس حوزوی نیز هست، از مدرسان باسابقه درس مدیریت اسلامی در سطح دکتری دانشگاهها محسوب میشود و تألیفات بسیاری نیز در قالب کتاب و مقاله در این حوزه ارائه داده که از آن جمله میتوان به "شیوههای تدبر در قرآن"، "اصول مدیریت اسلامی"، "اهلبیت(ع) در قرآن" و بسیاری مقالات علمی دیگر اشاره کرد.
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،