استراتژيهاي مديريت تضاد و تعارض در موقعيتهاي مختلف
پس
رهسپار گرديدند تا وقتى كه سوار كشتى شدند [وى] آن را سوراخ كرد [موسى] گفت
آيا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشينانش را غرق كنى واقعا به كار ناروايى
مبادرت ورزيدى | فَانطَلَقَا
حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا
لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا | |
گفت آيا نگفتم كه تو هرگز نمىتوانى همپاى من صبر كنى | قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا | |
[موسى] گفت به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير | قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا | |
پس
رفتند تا به نوجوانى برخوردند [بنده ما] او را كشت [موسى به او ] گفت آيا
شخص بىگناهى را بدون اينكه كسى را به قتل رسانده باشد كشتى واقعا كار
ناپسندى مرتكب شدى | فَانطَلَقَا
حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا
زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا |
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،