استراتژيهاي مديريت تضاد و تعارض در موقعيتهاي مختلف
http://www.modiryar.com/index-management/behavior/conflict/1951-1388-04-12-08-41-44.html
اولين
استراتژي ، استراتژي رقابت 1 ( موقعيت برد – باخت ) مي باشد. اگر دو فرد و
يا دو گروه مصمم باشند كه به خواستههاي خود دست يابند و روحيه همكاري هم
با يكديگر نداشته باشند، باهم رقابت ميكنند. اين دو گروه بايد به طور
نظاممند و بدون مزاحمت براي همديگر تلاش كنند. استراتژي طرفين در رقابت
برد و باخت است و يكي برنده ميشود و ديگري بازنده خواهد بود.
معمولاً
زماني از استراتژي رقابت استفاده ميشود كه به اقدام سريع و قاطع نياز
باشد. برخي مسايل در سازمان به وجود ميآيد كه بايد به سرعت دربارة آن
تصميم گرفت. در اينجا براي رسيدن به تصميم صحيح، رقابت ايجاد ميكنيم؛
مثلاً ميگوئيم هر كس بهترين راهحل را ارائه كند، جايز خواهد گرفت. همچنين
در مسائل مهمي كه نياز به خلاقيت ونوآوري دارد، از اين استراتژي استفاده
ميشود. در موضوعاتي هم كه براي سلامت سازمان، حياتي است، رقابت مفيد خواهد
بود و هر جا خواستيم، آدمهاي نالايقي را كه پستهاي كليدي در اختيار دارند،
حذف كنيم رقابت ايجاد كنيم. [4]
دوّمين استراتژي ، همكاري مبتني بر
اعتماد 2 ( موقعيت برد – برد ) است. اين حالتي است كه افراد هم روحيه
همكاري خوبي از خود نشان ميدهند و هم اين كه مصممند به خواستههاي خود
برسند، يعني استراتژي طرفين «برد برد» است. در اينجا هم ما و هم رقيب،
ميخواهيم به خواسته خود برسيم. درچنين وضعي، از استراتژي «همكاري مبتني بر
اعتماد» استفاده ميكنيم.
اما در چه مواردي بايد با مخالفان خود همكاري كنيم؟
1- هنگامي كه هر دو دسته از خواستهها يعني هم خواسته ما و هم خواسته مخالفان خيلي مهم باشد، چارهاي جز همكاري و مصالحه نداريم.
2-
وقتي هدف، يادگيري باشد؛ مثلاً استاد با سوادي داريم و در عين حال همين
استاد، اخلاقهاي به خصوصي هم دارد. در اينجا چون هدف ما يادگيري است، بايد
استراتژي همكاري را انتخاب كرده و اخلاق تند او را تحمل كنيم.
3- براي
تلفيق بينشهاي افرادي كه داراي ديدگاههاي متفاوتاند و براي از ميان بردن
عواطف و احساسات تندي كه مانع برقراري ارتباطات ميشود مثلاً هر كس از
منظري خاص به موضوعي نگاه ميكند كه ممكن است با فرد ديگر
1 - Competition
2 - Collaboration
كاملاً متفاوت باشد. در اينجا ما نميتوانيم به راه حلي تركيبي برسيم مگر اين كه با هم همكاري كنيم. [4]
استراتژي سوم، اجتناب 1 ( موقعيت باخت – باخت ) است. اجتناب زماني به كار گرفته ميشود كه
شما
درخواستههاي خود چندان مصمم نيستيد و رسيدن به خواستهها برايتان اهميتي
ندارد، در عين حال قصد همكاري هم نداريد.اين استراتژي در موارد زير كاربرد
دارد:
1- هنگامي كه موضوع جزئي است؛ مثلاً هر گاه در موضوعي جزئي با
شخصي اختلاف نظر داريد، از آن صرفنظر ميكنيد و اصلاً آن را مطرح نميكنيد.
2-
وقتي كه هيچ احتمالي براي تحقق خواستهها وجود ندارد؛ مثلاً در جلسهاي
حضور داريد كه موضوعي را ميخواهند تصويب كنند و شما مخالف تصويب اين موضوع
هستيد؛ اما ميدانيد مخالفت شما اثري ندارد و در اين صورت از راهبرد
اجتناب استفاده ميكنيد.
3- جايي كه ميدانيم مخالفت باعث قطع ارتباطات خواهد شد. بنابراين به خاطر حفظ روابط، از مخالفت صرفنظر ميكنيم.
4- براي آرام سازي افراد از اين استراتژي استفاده ميكنيم؛ مثلاً وقتي ميبينيم شخصي عصباني و ناراحت است، با او مخالفت نميكنيم.
5- در جايي كه جمع آوري اطلاعات، مهمتر از تصميم گيري است.
6-
وقتي شما در جلسهاي با موضوعي مخالفيد و مخالفان ديگري نيز در جلسه شركت
دارند كه مخالفت خودشان را ابراز خواهند كرد، در اين صورت شما از مخالفت
خود صرفنظر ميكنيد تا ديگران مخالفت كنند. [4]
چهارمين استراتژي حل
اختلاف، استراتژي «سازش» يا «نرمش» 2 ( موقعيت برد – برد ) است؛ فرض كنيم
اختلافي وجود دارد و موضوع براي ما خيلي مهم نيست ولي براي طرف مقابل مهم
است؛ ما در اينجا نرمش نشان ميدهيم تا مسأله به نفع او حل شود. ما در
اينجا به او امتياز ميدهيم تا او نيز در آنجا كه به نفع ماست كوتاه بيايد.
به عبارت ديگر، نرمش ما در يك موضوع پيش پا افتاده، اعتباري براي موضوع
ديگري كه برايمان مهم است كسب مي نمايد از طرفي براي بدست آوردن اعتبار
اجتماعي 3 و براي كسب اعتبار و نشان دادن مثبت انديشي و يا در زماني كه در
موضوعي بازنده هستيم و يا در برخي مواقع كه هماهنگي و ثبات از اهميت ويژهاي
برخوردار ميباشد از استراتژي نرمش استفاده ميكنيم.
پنجمين
استراتژي،استراتژي «مصالحه» 4 ( موقعيت باخت – باخت ) است. مصالحه زماني
صورت ميگيرد كه هر يك از طرفين بايد امتيازي به ديگري بدهند و گرنه مشكل
حل نخواهد شد. در هنگام مصالحه، روحيه همكاري در سطح متوسط و فرد مصمم
است.از كاربردهاي اين استراتژي ميتوان به موارد زير اشاره نمود :
1- وقتي كه هدفها مهمند ولي ارزش تلاش يا شكست احتمالي را ندارد.
2-
زماني كه مخالف، قدرت مساوي با ما دارد و به اندازه ما براي رسيدن به
خواستهاش مصمم است. در اينجا تنها راه اين است كه با هم كنار بياييم؛يعني
امتياز بدهيد و در برابر آن امتياز بگيريد تا موضوع حل شود.
3- گاهي
اوقات مصالحه راه حلي موقت است؛ مثلاً درجايي كه مجموعهاي از مسايل پيچيده
وجود دارد، براي اين كه موقتاً به نتيجه برسيم، مصالحه ميكنيم.
4- براي اجراي راهحلهاي سريع، وقتي كه در فشار زمان قرار داريم مصالحه مي كنيم .
5- وقتي كه استراتژيهاي رقابت و همكاري پاسخگو نباشد، از مصالحه استفاده ميكنيم. [4]
انتخاب
استراتژي و سبك مديريت تعارض، به اعتماد به نفس فرد، ميزان شناخت فرد از
خواستهها و اهداف طرف ديگر، ميزان اطلاعات موجود و قابل افشا دربارهي
افراد، انعطافپذيري طرفين و حس همكاري و مشاركت آنها بستگي دارد.
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،