مدیریت منابع انسانی در قرآن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ﴿1﴾ سوره 76: الإنسان
آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود (1)
there surely came over man a period of time when he was a thing not worth mentioning (1)
عنوان مقاله1: انتخاب موضوعي براي پروژه مدیریت منابع انسانی در قرآن
subject select forthe project HUMAN RESOURCES Management in the quran
استاد دکتر احمدی و محمد ضیایی دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت منابع انساني
موضوع:
سال انتشار(میلادی): 2010
دانشگاه پيام نورمرکز تهران واحد غرب
سال1390
چکیده : تحقیق حاضر با هدف انتخاب موضوعي براي پروژه مدیریت منابع انسانی در قرآن انجام شده است این مقاله از نوع تحقیقات تحلیل محتوی بوده و توسعه و روش انجام آن پیمایشی و روش گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانه ای می باشد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات فیش برداری بوده است. نکته قابل توجه اینکه برای عدم محدود کردن قرآن در چهار چوب تئوریها موجود، لذا از قرآن بسوی تئوریهای مدیریت می رویم انشاء الله .
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ﴿23﴾ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا ﴿كهف24﴾
و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد (23) مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردى پروردگارت را ياد كن و بگو اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديكتر از اين به صواب است هدايت كند (24)
and do not say of anything: surely i will do it tomorrow, (23)
unless allah pleases; and remember your lord when you forget and say: maybe my lord will guide me to a nearer course to the right than this (24)
کلیدواژه ها: مدیریت ، منابع ، انسان ، قرآن ، مدیریت منابع انسانی
انتخاب موضوع:
قرآن كریم، کتابی که از سوی پروردگار عالم و خالق و پرورش دهنده تمام موجودات از جمله انسان، نازل گردیده، بیان كننده نیازهای زندگی بشری برای رشد و تعالی و تکامل است، چنان كه در آیات گهربار آن کتاب فرمود: "تبیاناً لكل شیء"
از طرفی آیات این سلسله هدایت، بر مدیر جامعه اسلامی، پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله، نازل شده که خود اقدام به تشکیل حکومت و اداره آن نموده و در تمام لحظات و مشکلات، عنایات و راهنماییهای وحیانی، راه گشای وی بوده است.
در این مجموعه تلاش بر این است تا با مراجعه به تفسیر قرآن کریم که پل ارتباطی میان ذهنهای خسته ما و آیات نورانی کلامالله است، دستورات و ارشادات آن منشور ربّانی که نگاهی به حوزه علوم مدیریتی دارد، استخراج گردد
طرح تحقیق
ابتدا بصورت اجمالی وآنگاه طی مقالات بعدی بصورت موضوعی وارد بحث خواهیم شد انشاء الله
طرح مسأله یا سؤال علمی:
تبیین و کالبد شکافی صحیح و دقیق مدیریت منابع انسانی در قرآن
بیان علت ها و اهداف تحقیق:
آنچه هدف نظری یا کلی تحقیق پیش رو می باشد تبیین مدیریت منابع انسانی در قرآن می باشد.
و در مقابل، اهداف عملی تحقیق یا اهداف جزئی آن شامل پاسخگویی به اهداف جزئی زیر که شامل:
1- تعبير جایگاه و اهمیت مدیریت منابع انسانی در قرآن
2-تدوین مفاهیم بنيادي و تاثیر گزار فضیلتهای قرآن در مدیریت منابع انسانی
3-تشريح انواع اصول ، و ضوابط قرآن برای مدیریت منابع انسانی
4- انطباق مدیریت منابع انسانی با قرآن
تعیین فرضیه ها:
فرضیه اصلی: اصول مدیریت منابع انسانی در قرآن
فرضیه های فرعی:
متغیر مستقل .
متغیر وابسته
تعاریف و مفاهیم:
موانع و محدودیت های تحقیق:
1- نیاز به آشنایی با علوم قرآنی و مدیریت منابع انسانی
2- همکاری هماهنگی با مسوولين و مقامات بالاتر مي باشد.
3- گسترده بودن موضوع
4- میان رشته ای بودن تحقیق
5- محدودیت دسترسي به بعضی اطلاعات استفاده شد.
پیشینه تحقیق
1- التنبیه التنزیه – میرزای نایینی 1250
2- حکومت اسلامی – امام خمینی 1340
3- امامت ورهبری، مرتضی مطهری، تهران، صدرا، شانزدهم، 1367.
4- http://www.isu.ac.ir/Farsi/Thesis/Mgt/Management05.htm ذوالفقارزاده، محمدمهدي- تصويرپردازي از مديران آينده: به سوي الگوي قرآني- پایان نامه - دانشگاه: امام صادق (ع) ۱۳۸۵-
کارشناسي ارشد معارف اسلامي و مديريت
5- مقاله مقايسه ويژگي هاي مديريت از ديدگاه قرآن کريم با مديريت از ديدگاه تئوريهاي غربي منبع:نشريه علمي پژوهشي پژوهشهاي ميان رشته اي قرآن كريم بهار 1388; 1(2)نجات بخش اصفهاني علي,شهرياري بهاره*دانشگاه پيام نور تهران
سئوالات تحقیق:
سئوال اصلی تحقیق عبارت است از:
براي پروژه مدیریت منابع انسانی در قرآن انتخاب چه موضوعي اولويت دارد ؟
همچنین سئوالات فرعی تحقیق عبارتند از:
دیدگاه قرآن درباره مدیریت چیست؟ و ضرورت پرداختن به "مدیریت اسلامی" کجا نمایان میشود؟
ارزیابی فعالیتهای قرآن صورت گرفته در زمینه مدیریت اسلامی چیست؟
روش تحققیق در علوم قرآنی براساس بینش عام و گسترده قرآنی چگونه است؟
حل مشکلات دست و پا گیر جامعه امروزبا مدیریت قرآنی چگونه است؟
آیا بین مدیریت اسلامی و مدیریت قرآنی تفاوت و انفکاکی است یا از باب درجه اهمیت قرآن است که به این مقوله بیشتر میپردازیم؟
جامعه بعد از انقلاب ما، تا چه حد به این مقوله پرداخته و آیا بین آنچه که در احکام اسلام ترسیم شده و آنچه اکنون توسط مدیران و مجریان اجرا میشود تفاوتی میبینیم؟
1. عوامل تاثیر گذار بر مدیریت منابع انسانی سازمان در سطح محیط بیرونی سازمان از دیدگاه قرآن چیست؟
2. عوامل تاثیر گذار بر مدیریت منابع انسانی سازمان در سطح محیط درونی سازمان از دیدگاه قرآن چیست؟
3. عوامل تاثیر گذار بر مدیریت منابع انسانی سازمان در سطح فردی کارکنان از دیدگاه قرآن چیست؟
مبانی نظری: بسیاری از دانشمندان و علمای اسلام در
روش انجام تحقیق
جمعیت آماری: تحقيات انجام شده قابل دسترس
نمودار شماره 1 :
نياز به شناخت انتخاب موضوعي براي پروژه مدیریت منابع انسانی در قرآن است
تحليل شماره 1:
روش تحقیق:
روش مورداستفاده در این تحقیق، روش تحقیق زمینه ای (موردی) است با توجه به منحصر بودن رهبری در موقعیت و مکان مشخص و واحد، اطلاعات جمع آوری از نوع تحقیقات موردی یا Case study به عمل آمد.
روايي و پايايي :
پس از تهيه و تدوين و تحقيقات اجرا شده و مطالعه مقدماتي pilot _ study وسپس همچنین جهت تایید خدمت دکتر احمدي جهت تعیین اعتبارنشان دادیم و مواردی را اصلاح نمودیم. و جهت پايايي زمان و شرايط براي همه يكسان قرار داده شد .
تجزيه و تحليل يافته هاي تحقيق
مقدمه : آيندهپژوهي، فرايند کشف، بررسي و ارزيابي آيندههاي ممکن، متحمل و مرجح است که به برنامهريزي و سياستگذاريهاي کلان يک جامعه جهت انتخاب و پيريزي مطلوبترين آينده ميکند. الگوبرداري از آينده مطلوب را ميتوان مهمترين کارکرد آيندهپژوهي دانست. تلاشي که در دو فضاي الهي و مادي، قابل پيگيري و طرحريزي است. تصويرپردازي بصيرتبخش از آينده مطلوب الهي، اقدامي است بيشفعال که ميتوان در فضايي از آيندهنگري الهي با استعانت پيوسته از پروردگار و رجوع به معارف قرآن و اهلبيت(ع) صورتپذيرد. چه آنکه بصيرتبخشي (انعام ۱۰۴، اعراف۲۰۳، جاثيه۲۰)، هدايت و تبيين( نحل۸۹ ) در سرتاسر قرآن و معارف حقه اهلبيت(ع) موج ميزند. شيعه را در اين راستا ، منابعي بسيار غني و قيمتي است که گويي تنها از وجود آنها در گنجينهاي مخفي اطلاع داشته و بر آن ميبالد. و برخلاف جبهه باطل که در قبال آينده، راهبردي تهاجمي و پيشرو در پيگرفته است، جبهه حق، نسبت به آينده بيتوجه و يا کم توجه بوده؛ عزم بايد و شايد را جهت پيبردن به فضاي آينده مطلوب الهي، برنامهها (چه خواهدشد؟) و بايستههاي آن (چه بايد کرد؟) از خود نشان نميدهد. لذا بر تمامي پژوهشگران جبهه حق فرض است که با استعانت از حقتعالي و رجوع به هاديان الهي در اين ميدان وارد گشته و اين بخش از جبهه حق را رونق و ارتقاء دهند. اين امر دغدغه اصلي نگارنده، جهت تدوين چنين تحقيقي در حوزه مديريت و رهبري است. دغدغهاي که به طور خاص به آينده مطلوب الهي در (آخرالزمان و ظهور) معطوف ميگردد. بدين جهت تلاش نگارنده به محبت الهي در سه حوزه عمده ذيل متبلور شده است: نخست با استفاده از آيات و روايات و اتخاذ رويکردي بصيرتبخش به تصويرپردازي از آينده مطلوب الهي در (فضاي بعد از ظهور) پرداخته شده است. ثمره اين بخش از تحقيق را ميتوان در عبارت زيبا ، دلنشين، دقيق و از آن مهمتر، قرآني (بهشت ظهور) خلاصه نمود. واژهاي براي توصيف فضاي بعد از ظهور که طبق اين تحقيق در مقايسه با واژگاني چون مدينه فاضله، آرمانشهر، شهر موعود و ... انطباق بيشتر و کاملتري با آيات قرآن داشته، شاخصهاي اصلي تصويرپردازي بصيرتبخش از آينده (تمام خرد و کمال هنر) در آن با درجه بالاتري لحاظ شده است. اما ثمره تحقيق در حوزه دوم آن - که به نوعي بخش عمده و اصلي تحقيق است - بر ويژگيهاي مديران آينده جامعه بشري از جانب خداوند دلالت دارد. در اين بخش نيز ضمن استفاده از آيات قرآن و روايات اهلبيت(ع)، (صالحين) به عنوان مديران آينده جامعه بشري در آخرالزمان و ظهور معرفي گرديده؛ تلاش شده است تا با کنکاشي در مفهوم (صالحين) از مدخل مفهوم (عمل صالح)؛ صفات، ويژگيها، ارزشها، منطق، تفکر، و نشانههاي (مديران صالح آخرالزماني) و شرايط الحاق به ايشان، از آيات و روايات احصاء و تبيين شود. لزوم و قابليت الگوبرداري از ويژگيهاي صالحين - به عنوان مديران آينده جامعه بشري - دعوي اين قسمت از تحقيق حاضر است. صالحيني که با واجد بودن دغدغه (برپايي ظهور)، تمام اعمال و صادرههايشان در اصلاح عالم و آدم به سوي ظهور؛ خلاصه ميگردد. در حوزه سوم، به مقايسه الگوي مديران صالح آخرالزماني با الگويهاي غير قرآني پرداخته شده. هر چند که در امکان اين مقايسه به لحاظ تفاوت اساسي در مبنا و سنخيت، شک و ترديد وجود دارد؛ اما به هر حال، نتيجه اين بخش از تحقيق بر وجود تفاوت ميان ويژگيهاي الگوي حاصل در تحقيق حاضر با الگوهاي مذکور دلالت دارد. نگارند را اميد بر آن است که با نگارش و تدوين اين تحقيق سهمي هرچند کوچک در ارتقاء آيندهنگري الهي جبهه حق داشته و آرزوي او چنين است که بواسطه رحمت و عطاي بدون استحقاق خداوند، در جرگه صالحين قرار داده شود. که اين مهم، آرزوي تمام خوبان، پس از توفيق در کلاسهاي تعليم و تربيت الهي است.1
1-http://www.isu.ac.ir/Farsi/Thesis/Mgt/Management05.htm ذوالفقارزاده، محمدمهدي- تصويرپردازي از مديران آينده: به سوي الگوي قرآني- پایان نامه - دانشگاه: امام صادق (ع) ۱۳۸۵- کارشناسي ارشد معارف اسلامي و مديريت
نمونه تحقيات انجام شده
چکیده:اين مقاله به تشريح ويژگي هاي مديريت اسلامي از ديدگاه آيات قرآن و مقايسه آن با مديريت برآمده از تئوريهاي مديريت غربي پرداخته است.
نوع تحقيق از لحاظ هدف، كاربردي و روش انجام تحقيق توصيفي از نوع همبستگي است. در اين مقاله با استفاده از منابع موجود کتابخانه اي و ميداني و بهره گيري از مطالعات، و سندكاوي و پرسشنامه به گردآوري داده هاي مورد نياز پرداخته شده و با بكارگيري نرم افزار SPSS، داده هاي گردآوري شده تجزيه و تحليل شده است. همچنين با ترسيم جدول و نمودارهاي مختلف، سعي شده ميزان فاصله موجود بين عملکرد مديريت اسلامي از ديدگاه قرآن با آنچه در تئوريهاي مديريت غربي آمده است و در حال حاضر در کشور پياده مي شود استخراج شود. جامعه آماري و نمونه آماري اين تحقيق، 30 نفر از اساتيد دانشگاه پيام نور مركز تهران مي باشند.
يافته هاي تحقيق مويد آن است که بين ويژگي هاي مطلوب مديريت اسلامي ماخوذ از آيات قرآن با آنچه تحت عنوان وظايف اساسي مديريت (برنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع، ...) بيان مي شود، همبستگي كامل وجود دارد. طبق نظر خبرگان مديريت اسلامي تحت مطالعه در مديريت اسلامي براي انجام وظايف مديريتي از قبيل برنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع، هدايت و رهبري، هماهنگي، کنترل، گزارش دهي و بودجه بندي به ويژگي هاي ذکر شده (که ماخوذ از آيات قرآن هستند) توجه بيشتري نسبت به مديريت غربي نشان داده مي شود. اين ضرورت وجود دارد كه مديران دستگاه هاي اجرايي جهت عملي کردن ارزش هاي اصيل نهفته در متن آيات قرآن و تحقق مباني و اصول مديريت اسلامي، بايستي اين ويژگي ها را مدنظر قرار دهند و اقدام به تقليل اين فاصله نمايند. به عبارت روشن تر هر چه ارزش هاي برخواسته از مكتب در رابطه با مديريت اسلامي بيشتر پياده شود، فاصله كمتر خواهد بود يعني انحراف از «معيار ويژگي ها» كاهش مي يابد. محققين توجه برنامه ريزان رده بالا را به شرايط احرازي و اعمال ويژگي هاي فوق در برنامه آموزش و انتصاب مديران، معطوف مي نمايند.
مقاله مقايسه ويژگي هاي مديريت از ديدگاه قرآن کريم با مديريت از ديدگاه تئوريهاي غربي:نشريه علمي پژوهشي پژوهشهاي ميان رشته اي قرآن كريم بهار 1388; 1(2)نجات بخش اصفهاني علي,شهرياري بهاره*دانشگاه پيام نور تهران
كليد واژه: مديريت اسلامي، عدالت، مدير مطلوب، تبعيض، شايسته سالاري
مباحث مدیریت :
مقدمه:
از همین رو مسئله اصلی تحقیق حاضر این است که چه عواملی بر رفتارهای اخلاقی انسان ها به عنوان یک کارمند سازمان، تاثیر می گذارد؟
اهمیت و ضرورت بحث های:
بود. به عبارت دیگر وجود آن به شخص وابسته نیست، بلکه "ابزاری در دست جامعه، به عنوان یک کل، است برای ارشاد و راهنمایی افراد گروه های کوچک تر". (آیت اله مصباح یزدی)
مفهوم
سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OECD) نیز با طراحی یک زیرساخت اخلاقی که در واقع یکی از الگوهای اثربخش مدیریت اخلاقیات محسوب می گردد وسعی درکنترل فساد و حفظ و ارتقای اخلاقیات و اصلاح رفتارهای نامطلوب در اغلب کشورهای عضو خود کرده است. در این الگو به میزان زیادی عوامل محیطی و سازمانی با یکدیگر ترکیب شده است که مهمترین این عوامل عبارتند از:
• تعهد رهبران، سیاست مداران و مدیران به رعایت امور اخلاقی
• استراتژی، سیاست ها و قوانین و مقررات دقیق و لازم اخلاقی
• جو و فضای جامعه و سازمان
• سیستم ها و مکانیزم های انگیزشی برای تشویق به انجام رفتار اخلاقی
• برنامه های آموزش های کارآمد و مؤثر
• سیستم های کنترلی و ارزیابی کارآمد و مؤثر درون و برون سازمانی
• دلایل و استدلال عق لپسند کافی برای پذیرش اخلاق
• موقعیت های شغلی
• نیازهای شخصی
• جامعه مدنی فعال
لذا در مجموع می توان گفت چنانچه یک زیر ساخت اخلاق از کارکرد صحیحی برخوردار گردد، محیطی را فراهم می آورد که استانداردها و شاخص های رفتار شخصی مطلوب، مورد تشویق و حمایت قرار گیرد. (فقیهی و رضایی منش، 1384)
مدل مفهومی عوامل تاثیر گذار بر رفتار اخلاقی کارکنان
شکل شماره(1): مدل مفهومی عوامل تاثیر گذار بر رفتار اخلاقی کارکنان
همانطور که در مدل بالا نشان داده شد، عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان را می توان در سه طبقه کلی جای داد:
الف)
نمونه تحقيات انجام شده:
دکتر ولیالله نقیپورفر متولد 1337 در تهران و دارای مدرک دکتری در رشته علوم قرآن و حدیث از دانشگاه تهران است.
گردر طلب دیدن اویی ای دل گر عاشق بوئیدن مویی ای دل
برکش قدحی زجام قرآن گرساکن آشنای کوی ای دل
علم "مدیریت" امروزه بهعنوان یکی از علوم پایه در جهان و بهویژه در کشورهای توسعهیافته مورد توجه خاص قرار دارد. مدیریت در هر سطحی که باشد و هر گسترهای را که تحت پوشش قرار دهد، از آنجا حائز اهمیت است که سرنوشت گروه را در دست دارد و میتواند آنها را به سوی انحلال یا اعتلا پیش ببرد.
نظر به اهمیت این مقوله و نیز با توجه به نگرش عمیق قرآن نسبت به علم مدیریت، گفتوگوی این شماره را به بحث درباره مدیریت اسلامی با دکتر نقیپورفر اختصاص دادهایم که از نظرتان میگذرد.
دکتر ولیالله نقیپورفر متولد 1337 در تهران و دارای مدرک دکتری در رشته علوم قرآن و حدیث از دانشگاه تهران است. وی که علاوهبر مطالعات دانشگاهی، دانشآموخته دروس حوزوی نیز هست، از مدرسان باسابقه درس مدیریت اسلامی در سطح دکتری دانشگاهها محسوب میشود و تألیفات بسیاری نیز در قالب کتاب و مقاله در این حوزه ارائه داده که از آن جمله میتوان به "شیوههای تدبر در قرآن"، "اصول مدیریت اسلامی"، "اهلبیت(ع) در قرآن" و بسیاری مقالات علمی دیگر اشاره کرد.
دیدگاه قرآن درباره مدیریت چیست؟ و ضرورت پرداختن به "مدیریت اسلامی" کجا نمایان میشود؟
قرآن دستورالعمل اداره سازمان بشری است و هدف نزول آن اصلاح امور انسانهاست. سرنوشت انسانها بسته به مدیریت و رهبری آن جامعه است. قرآن در باب "رفتار سازمانی" مباحثی جدی و قابلطرح دارد. از منظر اسلام وظیفه مدیر و رهبر جامعه، تنظیم ارتباطات صحیح، ارائه برنامه و اهداف زندگی انسان و نیز اهداف سازمان خانواده و سازمان اجتماعی است و سپس بسیج نیروها در جهت تحقق آن برنامهها و اهداف وظیفه دیگر یک رهبر است. در بحثهای مدیریتی در قرآن نبوت و امامت نقش محوری دارند. انبیا و امامان رهبران جوامع به شمار میروند که رهبری آنها همراه با ارزشهای الهی است. مدیریت اسلامی بدون رهبری و ولایت بیمعنی است. اساس تفاوت فرهنگ شیعه و سنت هم در نوع نگاه هریک از این مکتبها به مدیریت و رهبری اسلامی است. به طور کلی قرآن در مورد "رفتار سازمانی" و ارائه راهحلهای قرآنی در این خصوص حرفهای زیادی برای گفتن دارد و مباحث جدی و بنیادی بسیاری را طرح میکند.
اساساً قرآن جایگاه خداوند را جایگاه مدیر عالم خلقت برمیشمرد و بر این اساس است که مدیریت نقش بهسزایی در طی مسیر یک جامعه ایفا میکند. نقش منحرفکننده یا هدایتکننده. عامل عقبماندگی یا پیشرفت.
نگرش امام خمینی(رع) در جایگاه رهبری یک جامعه، در بحث مدیریت اسلامی اینطور نمود مییابد که ایشان در بحث ولایت نیز معتقدند که شأن مدیریت جامعه، شأن نبوت و امامت است و در نبود ایشان این وظیفه مهم برعهده اولیاءالله است. البته بحثی مطرح است که به جایگاه عقل در مدیریت میپردازد. عقل پایه مدیریت است. اصلاً مدیریت محصول عقل است. عقل هم دستاوردهای صحیح و ناصحیح دارد. برای اینکه عقل در جهت درست عمل کند باید تحت تربیت وحی الهی قرار بگیرد. تأثیر عقل آنقدر مهم و اساسی است که میزان تعقل یک مدیر، معیار سنجش صلاحیت اوست.
ارزیابی فعالیتهای قرآن صورت گرفته در زمینه مدیریت اسلامی چیست؟
در زمینه مدیریت اسلامی کتابهای بسیاری از جهات مختلف نوشته شده که مجموعه این مقالات در مجله مصباح (دانشگاه امام حسین(ع)) جمعآوری شده است و تاکنون بیش از
200 عنوان کتاب و مقاله نیز در این خصوص گردآوری شده است. اما آنچه بهعنوان کمبود در این تحقیقات به چشم میخورد این است که اکثریت اینها نیامدهاند یک نگرش عام و گسترده قرآنی را مبنای ورود به بحث مدیریت قرار دهند. برای تحقیق در بستر مدیریت اسلامی لازم است که محققین دارای بینش جامع قرآنی باشند. نگرشی مثلاً در حد تفسیرالمیزان. یک نگرش عام قرآنی در سطح المیزان، بستر مناسبی است برای تحقیق در هر رشته و گرایشی از گرایشهای اسلامی. نبود این بینش گسترده قرآنی خلأ بزرگی در بستر تحقیقات قرانی خواهد بود.
روش تحققیق در علوم قرآنی براساس بینش عام و گسترده قرآنی چگونه است؟
اساس اطلاعات ما از این دو منبع است یکی قرآن و دیگری سنت پیامبر(ص) و سیره ائمه معصومین(ع) طبعاً اسلام مجموعه این نگرشهاست. اگر کسی بخواهد از اسلام سخن بگوید باید بینش جامع قرآنی داشته باشد و به این بینش تا حدی آگاهی داشته باشد. متأسفانه واقعیت تلخی در حوزههای علمیه وجود دارد و آن اینکه تعلیمات و آموزههای حوزههای علمیه جامعیت مطلوب نگرش قرآنی و روایی را به دانشآموختگان حوزوی ارائه نمیدهد. مثلاً در مطالعه درباره آیاتالاحکام، ما فقط به آیات مربوطه در قرآن مراجعه میکنیم درحالیکه اشاراتی که گاه مثلاً در قصص قرآن موجود است ممکن است راهگشای ما در شناخت احکام فقهی باشد. ما وقتی میتوانیم دخالت دین و نقش آن را در مباحث علوم انسانی تحقیق و جستوجو کنیم که به همه قرآن و همه روایات موثق ذیل آیات عنایت داشته باشیم و با یک ذهن آماده به پژوهش بپردازیم.
اگر قصد داریم درباره یک موضوع خاص تحقیق کنیم ابتدا باید ببینیم نگاه اسلام به این مقوله چیست و چه رهنمودهای ویژه و خاصی را ارائه میدهد. باید بتوانیم با ترکیب صحیح عقل و وحی به یک نتیجه درست برسیم.
بسیاری از مشکلات ما در اصل به مدیریت فرهنگی و اجرایی ما برمیگردد که به نوعی "بخش نگری" در مفاهیم دینی دچار شدهاند و این امر، خود، محل جدایی و ایجاد مشکلات فراوان نظری و به تبع آن عملی شده است. درحالیکه بینش جامع قرآنی، واگراییها و پراکندگیهای فکری را سامان بخشیده و به همگرایی تبدیل میکند و این یعنی
حل مشکلات دست و پا گیر جامعه امروزبا مدیریت قرآنی چگونه است؟
برخی درباره مدیریت اسلامی قایل به نوعی تقسیمبندی هستند. یک طرف قضیه، مدیریت اسلامی را تأسیسی میداند. یعنی ما بیاییم یکسری ساختارها، اجزا و رفتارهای حاکم بر مدیریت اسلامی را از دل آن استخراج کنیم. در مقابل این گروه، کسانی هستند که رویکردشان به مدیریت اسلامی، رویکرد امضایی است. یعنی آنچه فرد انجام داده تا حدود زیادی مبتنی بر عقل و تجربه است و وظیفه ما فقط این است که این تجربهها و نتایج عقل را بگیریم و آنچه را که مطابق شرع یافتیم تایید کرده و بپذیریم. در وهله اول آیا شما اصلاً قابل به این تقسیمبندی هستید و احیاناً نسبت به کدام یک نظر صائبتری دارید؟
پاسخ را باید از اینجا آغاز کرد و باید دید این مقولات تأکیدی است یا تأسیسی؟ وقتی به آیات قرآن و روایات ذیل آیات نگاه میکنیم مجموعهای از علوم قرآنی را پیشرو داریم که این مجموعه دین اسلام است. همه این مجموعه، نه بخشی از آن. و این امری بدیهی و روشن است که موضوع تدین مسلمانها همه قرآن و سنت است. و اما بخشی از این مباحث عقلانی است و بخشی دیگر فوق عقلانی.
مجموعهای که هم مباحثش تأکیدی است و هم تأسیسی و این طبیعت دین اسلام است. ترکیبی از مباحث تأکیدی و تأسیسی. و این درواقع پاسخی است به این شبهه که عدهای معتقدند ضرورت دین منوط به مباحث فوق عقل است. مسئله، یعنی تأیید تأکیدی و تأسیسی بودن دین، بازهم ضرورت گرایش به یک بینش جامع قرآنی را مینمایاند. به عقیده من تفسیرالمیزان - که یک نگرش چکشخورده است و تبلور بیش از هزارسال تحقیقات علماست - سرمایه ارزشمندی است که توجه به آن میتواند انسان را در رسیدن به آن بینش جامع یاری رساند.
آیا بین مدیریت اسلامی و مدیریت قرآنی تفاوت و انفکاکی است یا از باب درجه اهمیت قرآن است که به این مقوله بیشتر میپردازیم؟
این مسئله از باب بیان روش خاص است. بهعنوان مثال تفسیرالمیزان به تفسیر قرآن به قرآن مشهور است اما این به معنای عنایت نداشتن به دیگر روشها در المیزان نیست بلکه به این معناست که روش محوری در المیزان روش قرآن به قرآن است و دیگر روشها در طول این روش قرار میگیرند. به همین ترتیب وقتی میگوییم بینش قرآنی؛ به این دلیل است که قرآن جان اسلام است
تفسیر و روایات اهلبیت(ع) هم تفسیر قرآن است و شخصیت اهلبیت(ع) هم شخصیتهای قرآن ناطق است. و چیزی جز تجسم قرآن نیست. از جهت دیگر متن صددرصد الهی از حیث سند و محتوی فقط قرآن است؛ و روایات و... در طول قرآن قرار میگیرند و این درباره روایات متواتر و مستقلات قطعیه عقلیه و مستلزمات قطعیه عقلیه است که در طول قرآن - سندیت مییابد. و روایات ظنی که دستآورد عقل فطری هستند غیرمستقل و غیربدیهی بوده و در طول دستاورد قطعی قرآن قرار میگیرند. این فقط روششناسی تحقیق است و میگوید در کدام روش باید حرکت کنید تا به دستآوردهای قابل اعتماد ارزشی برسید.
جامعه بعد از انقلاب ما، تا چه حد به این مقوله پرداخته و آیا بین آنچه که در احکام اسلام ترسیم شده و آنچه اکنون توسط مدیران و مجریان اجرا میشود تفاوتی میبینیم؟
همانطور که اشاره کردم نقص مدیریت امروزی نبود یک تفکر جامع قرآنی است و همین نقصان، موجب بخشینگری در مسائل قرآنی میشود که این امر از نظر قرآن بسیار مطرود و موجب عذاب است. خداوند میفرماید: قل انی انا النذیر المبین، کما انزلنا علیالمقتسمین، الذین جعلواالقرآن عضین: «و بگو منم که هشداردهنده آشکارم، همچنان که [عذاب را] بر تفرقهگرایان نیز نازل کردیم. کسانی که قرآن را بخشبخش کردند»(حجر، 91-89). و این است مشکل جامعه ما. مدیران ما چون دارای یک بینش صحیح و جامع قرآنی نیستند نمیتوانند جامعه را به جامعه مطلوب قرآنی تبدیل کنند. اصلاحات و تحولات ایشان با شکست روبهرو میشود. درحالیکه اگر آن بینش جامع بهدست آید 30 الی 40 درصد مشکلات به مبارکی همین بینش حل میگردد. و وقتی این فضای مبارک ایجاد شد، ارادهها تعدیل شده و باقی مشکلات هم به مدد لطف خدا برطرف میشود. مشکل ما این است که در مورد حل مشکلات و مسائلمان بینش جامع قرآنی را به کار نمیبندیم. والاّ جوان ما نه مشکل ازدواج داشت نه کار و نه... باید سعی کنیم نسبت به تعالیم قرآن به یک نگرش نو و گسترده و عامنگر دست یابیم. تا به راهحل اساسی و پایهای مشکلات جامعه پیببریم. چرا که ترتیب مسائل قرآن ارتباط سیستمی امور را چه از نظر عمودی - مسائل پایهای - و چه از نظر افقی برای ما روشن میکند
نمونه تحقيات انجام شده:
تحلیل رویههای سازمانی
قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْكانَ آباؤُهُمْ لایَعْقِلُونَ شَیْئًا وَ لا یَهْتَدُونَ (بقره، 170)
هنگامی كه به آنها گفته میشود: از راه خدا پیروی كنید، میگویند: ما از آن راهی كه نیاكانمان پیروی كردند دست بر نمیداریم در حالی كه ممكن است گذشتگانشان چیزی نمیفهمیدند و به خطا رفته باشند.
11.رویههای سابق سازمانی ممكن است نادرست باشد، لذا پیروی از راه و روش و منش مدیران سابق اگر همراه با استدلال و تعقل نباشد، قابل پذیرش نیست.
تفویض مسؤولیت بر اساس توانمندیها
لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها ... (بقره، 233)
همه به اندازه توانشان مكلف هستند.
12.تفویض مسؤولیت به زیردستان باید بر اساس تواناییهایشان باشد و به همان مقدار از ایشان انتظار داشت.
هنگامی كه به آنها گفته میشود: از راه خدا پیروی كنید، میگویند: ما از آن راهی كه نیاكانمان پیروی كردند دست بر نمیداریم در حالی كه ممكن است گذشتگانشان چیزی نمیفهمیدند و به خطا رفته باشند.
علم و توانایی، شفاف سازی
قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ... (بقره، 247)
قوم بنی اسرائیل به پیامبرشان گفتند: فرماندهای برای ما مشخص كن تا به جنگ حاكم ستمگر برویم. پیامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهی شما برگزید زیرا توان علمی و جسمی لازم برای این مسؤولیت را دارد.
13.قدرت علمی و توانایی جسمی برای انجام مأموریت، دو شرط لازم برای مدیران است.
14.داشتن توانایی علمی مهم تر از توانایی جسمی است. (ابتدا كلمه علم آمده سپس جسم)
15.برتری علمی (اعلمیت)، در گزینش مدیران یك اولویت مهم است.
16. رهبر و مدیر باید زیر دستان خود را توجیه كند و ابهامات را برطرف سازد. (چنانچه پیامبر بنیاسرائیل دلیل انتخاب طالوت به فرماندهی را به وضوح بیان كرد.)
ارزیابی عملكرد
قالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلیكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنّی... (بقره، 249)
هنگامی كه لشگر بنی اسرائیل حركت كرد، (طالوت) به سربازان خود گفت: رودخانهای در بین راه است كه هر كس از آن آب بنوشد، دیگر در سپاه من جایی ندارد.
17. مدیر باید نیروهای كارآمد را از نیروهای ناكارآمد جدا نماید تا بتواند نیروهای غیر مفید را از مجموعه طرد كند، زیرا حضور آنها باعث سست شدن سایر نیروها میگردد.
توجه به كاركنان
وَ قُلْ لِلَّذینَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ اْلامِّیِّینَ ... (آل عمران، 20)
خداوند به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرماید: به اهل كتاب (دانشمندها) و عوام مردم بگو: ...
18.مدیر باید به تمام افراد سازمان توجه داشته باشد، هم به سطوح مدیریتی و هم به عامّهی كاركنان. كاركنان باید بدانند كه مهم هستند و نقش تعیین كنندهای در سازمان دارند و این اهمیت را در توجه و عنایت مدیر، احساس كنند.
ایمان
لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ ... (آل عمران، 28)
نباید سرپرست مؤمنان از غیر خودشان باشد.
19.در جامعه اسلامی، ایمان داشتن شرط اصلی برای انتخاب مدیر و سرپرست است و اصولاً پستهای كلیدی (همچون مدیریت)، نباید به افراد بیایمان واگذار شود، چون امكان سوء استفاده در این سمتها فراوان است.
این نكته را میتوان تسری داده و حتی ایمان به كار و مسئولیت را نیز در آن دید. به این معنا كه در انتخاب افراد برای كارها باید نگاه و اعتقاد انها به آن كار را نیز باید سنجید. چراكه اگر كسی متصدی كاری شود كه خود به آن و درستیاش ایمان و اعتقاد نداشته باشد قطعا كار لطمه خواهد خورد.
ضيا- 90.1.7 13 س 11 : در قرآن ايمان مقدم بر عمل شده اما ايمان چيست يعني امنيت روحي كه موجب اغناي همه نياز هاي مادي است بدون آن نياز ها ارضا نشده باقي مي ماند لذا انسان به حقيقت عمل صالح نمي رسد مگر آنكه به ايمان رسيده باشد .
و (ياد كن) آنگاه كه ابراهيم گفت: (پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده مىكنى؟) فرمود: (مگر ايمان نياوردهاى؟) گفت: (چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.)
اطمينان : آرامش دل
1-وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿260﴾
and when ibrahim said: my lord! show me how thou givest life to the dead, he said: what! and do you not believe? he said: yes, but that my heart may be at ease. he said: then take four of the birds, then train them to follow you, then place on every mountain a part of them, then call them, they will come to you flying; and know that allah is mighty, wise (260)
و (ياد كن) آنگاه كه ابراهيم گفت: (پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده مىكنى؟) فرمود: (مگر ايمان نياوردهاى؟) گفت: (چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.) فرمود: (پس، چهار پرنده برگير، و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان؛ سپس بر هر كوهى پارهاى از آنها را قرار ده؛ آنگاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوى تو مىآيند، و بدان كه خداوند توانا و حكيم است.) (260)
2- وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلا بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ(آل عمران ١٢٦)
3- إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (١١٢)قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ (مائده١١٣)
4- وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلا بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (أنْفَالِ١٠)
5- الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد٢٨)
6- مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (نحل١٠٦)
7- وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ (نحل١١٢)
8- قُلْ لَوْ كَانَ فِي الأرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَسُولا (٩٥)
يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (فجر٢٧)
امنيت در سلسله نيازهاي مازلو (نيازهاي فيزيولوژي)
نقد : امنيت نيازهاي روحي است درصورتیکه در نظریات غربی بیشتر مادی در نظر گرفته شده .
آگاهی از گذشته
وَ یُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجیلَ (آل عمران، 48)
خداوند به حضرت عیسی كتاب و حكمت و تورات و انجیل آموخت.
20.مدیران هر برهه از زمان باید از حوادث و قوانین گذشته آگاه باشند و بدانند در گذشته چه ?اتفاقاتی در سازمان رخ داده و چه مقرراتی وضع گردیده است. (چنان كه خداوند به حضرت عیسی، تورات را كه قوانین گذشته بود، آموخت.
http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1389/01/4714362165602192252208422870423818925437.jpg
جمع بندی و نتیجه گیری:
شواهد حاصل از این تحقیق نشان داد که وما نيز با كسب استعدادهاي خود در زمينه هاي علمي در شكوفا شدن استعدادهايمان كوشش نمائيم ودر نتيجه از آن براي خدمت به جامعه و خلق استفاده كنيم . مقالات جداگانه ای در موضوعات مختلف در وبلاگ زیر ارائه خواهد شد انشاء الله :
Zia128blogfa.com موسسه قرآنی ضیا
پیشنهادات :
بررسی موضوعات زیربه شکل مقالات جداگانه :
مديريت بر نامه ریزی نیروی انسانی
مديريت آموزش
شش زمینه کلیدی مدیریت منابع انسانی:
برنامه ریزی سطوح اشتغال و تنظیم آنها
استخدام و انتخاب
آموزش و پرورش کارکنان
ارزیابی
بهداشت و ایمنی
روشهای اجرائی به خصوص در موارد انضباطی و شکایات
منابع و مآخذ:
1- قرآن
2- http://www.isu.ac.ir/Farsi/Thesis/Mgt/Management05.htm ذوالفقارزاده، محمدمهدي- تصويرپردازي از مديران آينده: به سوي الگوي قرآني- پایان نامه - دانشگاه: امام صادق (ع) ۱۳۸۵- کارشناسي ارشد معارف اسلامي و مديريت
3- گروه دین و اندیشه – عسگری از: 300 نکته مدیریت اسلامی، مصطفی مؤمنی
5- مدیرایرانhttp://www.modiriran.ir/modules/article/view.category.php/28
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،