کوتاه1 Short
شان نزول آیه
گروهى از طايفه" بنى تميم" و اشراف آنها وارد مدينه شدند، هنگامى كه داخل مسجد پيامبر (صلي الله عليه و آله) شدند، صدا را بلند كرده، از پشت حجرههايى كه منزلگاه پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود فرياد زدند: "يا محمد اخرج الينا"، اى محمد! بيرون بيا! اين سر و صداها و تعبيرات نامؤدّبانه پيامبر (صلي الله عليه و آله) را ناراحت ساخت. هنگامى كه بيرون آمد، گفتند: ما آمدهايم تا با تو مفاخره كنيم! اجازه ده تا" شاعر" و" خطيب ما" افتخارات قبيله" بنى تميم" را بازگو كند. پيامبر اجازه داد. نخست خطيب آنها برخاست و از فضائل خيالى طائفه" بنى تميم" مطالب بسيارى گفت. پيامبر (صلي الله عليه و آله) به" ثابت بن قيس" - که خطيب انصار و پيامبر بود - فرمود: پاسخ آنها را بده. او برخاست خطبه بليغى در جواب آنها ايراد كرد، بطورى كه خطبه آنها را از اثر انداخت! سپس" شاعر" آنها برخاست و اشعارى در مدح اين قبيله گفت كه" حسان بن ثابت" شاعر معروف مسلمان پاسخ كافى به او داد. در اين هنگام يكى از اشراف آن قبيله به نام " اقرع" گفت: اين مرد خطيبش از خطيب ما تواناتر و شاعرش از شاعر ما لايق تر است، و آهنگ صداى آنها نيز از ما برتر مىباشد. در اين موقع پيامبر (صلي الله عليه و آله) براى جلب قلب آنها دستور داد هداياى خوبى به آنها دادند. آنها تحت تاثير مجموع اين مسائل واقع شدند و به نبوت پيامبر اعتراف كردند. آيات مورد بحث ناظر به سر و صداى آنها در پشت خانه پيامبر (صلي الله عليه و آله) است. 2- در سال نهم هجرت كه" عام الوفود" بود - سالى كه هيئتهاى گوناگونى از قبائل براى عرض اسلام يا عهد و قرار داد خدمت پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمدند. - هنگامى كه نمايندگان قبيله" بنى تميم" خدمت پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيدند، ابوبكر به پيامبر (صلي الله عليه و آله) پيشنهاد كرد كه" قعقاع" (يكى از اشراف قبيله) امير آنها گردد، و عمر پيشنهاد كرد،" اقرع بن حابس" (فرد ديگرى از آن قبيله) امير شود، در اينجا ابوبكر به عمر گفت: مىخواستى با من مخالفت كنى؟ عمر گفت: من هرگز قصد مخالفت نداشتم، در اين موقع سر و صداى هر دو در محضر پيامبر (صلي الله عليه و آله) بلند شد، آيات فوق نازل گشت، يعنى نه در كارها بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) پيشى گيريد، و نه در كنار خانه پيامبر (صلي الله عليه و آله) سر و صدا راه بيندازيد.
سوره : الحجرات - آیه : 3
|
adjective
|
|||
|
کوتاه
|
short, little, concise, stunted, pygmy, stocky
|
||
|
مختصر
|
brief, concise, summary, short, little, succinct
|
||
|
موجز
|
concise, succinct, laconic, summary, terse, short
|
||
|
کمتر
|
less, less, lesser, minor, short, minus
|
||
|
کوچک
|
small, little, tiny, short, miniature, teeny
|
||
|
قاصر
|
short
|
||
|
کسردار
|
short
|
||
|
غیر کافی
|
inadequate, skimp, incomplete, scanty, short
|
||
|
بی مقدمه
|
short, snap, sudden
|
||
|
noun
|
|||
|
خلاصه
|
summary, short, epitome, abstract, synopsis, digest
|
||
|
verb
|
|||
|
اتصالی پیدا کردن
|
short
|
||
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۱/۲۷ ساعت 8:33 توسط محمد ضيائي
|
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،