انواع استراتژی
انواع چهارگانه سازمانهای استراتژیک
"حمیدرضا پرنیان "مایلز و اسنو سازمانها را براساس انواع چهارگانه سازمانهای استراتژیک به این شرح طبقهبندینمودند.
تدافعی ؛ آیندهنگر ؛ تحلیلگر ؛ انفعالی .
اگر چه این بحث روی شرکتهای تجاری متمرکزاست، ولی طبقه بندی آنها در سازمانهای غیر انتفاعی نیز به احتمال زیاد بخوبی بکار میآید.
سازمانهای تدافعی با تولید تعداد محدودی از محصولات برای بخش کوچکی از کل بازار بالقوه ، ثبات را جستجو میکنند.
در این جایگاه و قلمرو محدود، برای ممانعت از ورود رقبا به حوزه کاریشانبشدت ایستادگی میکنند.
سازمانها این مهم را از طریق اقدامات اقتصادی استاندارد نظیر: قیمتگذاریرقابتی، تولید محصولات با کیفیت بالا جامعه عمل میپوشانند.
اما تدافعیها تمایل دارند پیشرفت وروندهای خارج از قلمرو خود را نادیده انگارند.
در عوض رشد را از طریق نفوذ در بازار و در برخیموارد، بهبود درکالاهای تولید خود، تحقق میبخشند.
کنکاش محیطی برای جستجوی فرصتهایکاری جدید صورت نگرفته و اگر هم صورت گیرد بصورت محدود بوده، اما در خصوص هزینهها و دیگرمسائل مربوط به کارائی، برنامه ریزی دقیقی انجام میدهند.
در نتیجه ساختاری در سازمان ایجادمیگردد که از تفکیک افقی بالا، کنترل متمرکز و سلسله مراتب رسمی برای ایجاد ارتباطات ، برخوردارمیباشد.
تدافعیهای واقعی در طی زمان قادر بودهاند، جایگاههای محدود خود را در صنایعی که نفوذ در آن برای رقبا مشکل بوده ، به خوبی حفظ کنند.
آینده نگران تقریبا قطب مخالف تدافعیها هستند.
توانائی آنها در یافتن و بهره جستن از فرصتهایبازاریابی و تولید محصولات جدید نهفته است. ؛ در اینگونه سازمانها ممکن است نوآوری نسبت به سودآوری از اهمیت زیادتری برخوردار باشد.
برای نمونه ناشرین مجلات که تقریبا ماهانه مجلاتی را باعناوین جدید منتشر میکنند بطور پیوسته برای شناخت بخشهای جدید بازار تلاش و کوششمینماید.
موفقیت آینده نگران متکی بر ایجاد و تولید محصولات جدید و حفظ ظرفیت سازمان برای بررسیدامنهی وسیعی از شرایط، روندها و حوادث محیطی است. از اینرو آیندهنگران در خصوص نیرویانسانی، محیط سازمان را از جهت یافتن فرصتهای بالقوه مورد کنکاش قرارداده و در این زمینهسرمایهگذاری زیاد میکنند.
چون انعطاف پذیری برای آنها مهم میباشد، لذا ساختار سازمانی آنانمنعطف خواهد بود.
این ساختار متکی بر تکنولوژیهای چندگانهای است که از یکنواختی و حالتمکانیزه بودن کمی برخوردار است. در این ساختار واحدهای غیر متمرکز متعددی وجود خواهند داشت، ساختار از رسمیت کمی برخوردار بوده کنترل بصورت غیر متمرکز انجام شده و ارتباطات مورب به اندازه ارتباطات عمودی وجود خواهد داشت. بطور خلاصه شرکتهای آیندهنگر اثر بخشاند زیرامیتوانند نسبت به خواستههای دنیای آتی خود واکنش نشان دهند.
اگر دنیای آتی مثل دنیای امروز باشد ، شرکتهای آیندهنگر به علت عدم کارآئی واقعی نمیتوانند سود آوری خود را حداکثر نمایند.
زیرا این شرکتها پیوسته در جستجوی فرصتهای جدید هستند.
سازمانهای تحلیلگر
در تلاشند تاپیببرند که کدام یک از دو نوع وضعیت ذکر شده بهتر است، تا در آن سرمایهگذاری کنند. آنها درجستجوی حداقل کردن ریسک و حداکثر نمودن سودند.
استراتژی آنها این است که به طرف محصولاتیا بازارهای جدیدی بروند که دوام و پایداری آنها بوسیله آیندهنگران اثبات شده است. ؛ تحلیلگرانحیات خود را با تقلید از دیگران طی میکنند. آنها ایدههای موفق را از آینده نگران گرفته و از آن تقلیدمیکنند.
سازمانهایی که کالاهای مد روز در بازارهای گسترده را تولید میکنند و خود را متکی به طراحاننمیدانند، از این استراتژی تبعیت مینمایند.
تحلیلگران باید توانائی واکنش نسبت به آیندهنگران کلیدیرا داشته باشند و در همان زمان کارآئی عملیاتی خود را در محصولات و حوزههای کاری حفظ کنند.
تحلیلگران تمایل دارند که حاشیه سود کمتری از فروش خدمات و محصولاتی که آیندهنگران نیزمیفروشند، دریافت دارند ولی نسبت به آنها کارآمدتر باشند.
آیندهنگران باید حاشیه سود بیشتر رابدست آورند تا ریسکهایی را که پذیرفتهاند و عدم کارآئی تولیدی که برای آنها ایجاد شده، توجیه پذیرگردد.
تحلیلگران هم انعطاف پذیری را و هم ثبات را جستجوی میکنند. آنها بوسیله ایجاد ساختار متشکلاز عناصر دو گانه فوقالذکر، به این مهم صورت عمل میپوشانند.
قسمتهایی از این گونه سازمانها،سطوح استاندارد شده بالا داشته و وظایف بصورت یکنواخت در آنها انجام میگیرد و به منظور کارآئیبیشتر، چنین بخشهایی از تجهیزات خودکار برخوردارند.
برخی قسمتهای دیگر آنها برای افزایشانعطاف پذیری، از تجهیزات خودکار برخوردارند و بعضی دیگر از آنها ، بصورت انطباقی عمل میکنند.
بدین ترتیب شرکتهای تحلیلگر ساختارهایی در سازمان خودبکار میبرند که این دو ویژگی یعنی پویائی و ثبات را با هم تطبیق دهند. اما تحقق این مهم هزینه زیادیبه همراه دارد .
اگر موقعیتها به سرعت تغییر یافته و یا سازمانها ملزم به حرکت در یک جهت معین باشند،توانایی آنها در جهت تحقق این امر بشدت محدود میشود.
انفعالیها،
این گروه یک استراتژی محدود و جزئی در پیش میگیرند.
این عنوان برای تشریح الگوهایبیثبات و گسستهای است که اگر یکی از سه استراتژی پیشگفته بطور صحیح در پیش گرفته نشوند نمایانمیگردد.
بطور کلی انفعالیها ضعیف عمل کرده و در پاسخ به محیط، واکنشهای مناسب ارائهنمیدهند. و نسبت به تجهیز خود به یک استراتژی ویژه برای آینده تمایل چندانی ندارند.
چه چیزیمیتواند علت این وضعیت باشد؟
مدیریت عالی ممکن است بطور کامل نتوانسته باشد علیرغم تغییرات فزاینده در شرایط محیطی رابطه فعلی استراتژی ـ ساختار معمول در سازمان را تغییر دهد.
به هرحال ، دلایل انتخاب این نوع استراتژی(انفعالی) هر چه باشد نتایج همان خواهد بود که ملاحظه نمودید. سازمان در مواجه با تغییرات محیطیفاقد مکانیزمهایی است که بتواند بوسیله آنها نسبت به محیط واکنش نشان دهد.
در جدول زیر طبقهبندی عمده استراتژی ـ ساختار خلاصه شده است. جدول، اهداف هر استراتژی،نوع محیطی که هر استراتژی با آن مواجه میشود، مکانیزمهای ساختار که مدیریت میتواند برای تحققاهداف، آنها را انتخاب کند، نشان میدهد. استراتژی انفعالی به علت عدم کارآئی در عملکرد، حذفگردیده است
پیشبینی انواع استراتژیها
عنصر کلیدی در تئوری ساختار استراتژی «مایلز و اسنو» ارزیابی مدیریت از عدم اطمینان محیطیاست. .
برای نمونه، اگر مدیریت یک استراتژی تدافعی را میگزیند، این استراتژی پیشنهاد میکند کهمدیران محیط را بصورت محیطی ثابت درک میکنند. البته ادراکات از عدم اطمینان محیطی تعبیر وتفسیرهای عینی نیستند.
مدیران در دو زمان مختلف ممکن است با محیطی مشابه مواجه بوده ولی هرکدام محیط را به نحوی متفاوت از دیگری درک نمایند. شکل زیر استراتژی چهارگانه «مایلز و اسنو» روییک پیوستار براساس تغییرات عدم اطمینان محیطی از کم به زیاد نشان میدهد.
براساس منطق تئوری «مایلز و اسنو» وقتی مدیریت، تغییر و عدم اطمینان بیشتر را پیشبینی کرد، درطول پیوستار به سمت راست حرکت میکنند. بطور مشابه استراتژی نیز به سمت راست پیوستار حرکتکرده ودر نتیجه ساختار سازمان باید تغییر یافته یا طوری محدود گردد که تا حد زیادی منعطف و انطباقیشود.
مدیریت تحت استراتژی تدافعی هیچ نوع تغییر یا عدم اطمینان محیطی را درک نمیکند.
ساختارموفق، تحت این شرایط باید به منظور بهینه کردن کارآئی طراحی شود. این کارآئی میتواند از طریقتقسیم کار زیاد، استاندارد نمودن عملیات رسمیت سطح بالا و تصمیمگیری متمرکز حاصل آید.
سازمانهایی که از استراتژی انفعالی تبعیت میکنند، نسبت به واکنش در برابر تغییرات محیطی با اکراهعمل مینمایند. مدیریت برخی از تغییرات و عدم اطمینان محیطی را درک میکند ولی تا تحت فشارنیروی محیطی قار نگیرد، تعدیلات اساسی را ایجاد نمینماید .
لذا ساختار چنین سازمانهایی، خیلیشبیه به ساختار سازمانهایی است که استراتژی تدافعی را دنبال میکنند.
مدیرانی که استراتژی را دنبال میکنند به میزان قابل توجهی تغییرات و عدم اطمینان محیطی را درکنموده اما منتظرند تا رقبا پاسخ قابل اعتماد و پایداری نسبت به موضوع بدهند تا آنها بسرعت آنراپذیرفته و بر طبق آن در برابر محیط، واکنش نشان دهند.
سازمانهائیکه استراتژی تحلیلگر را بکار گرفتهاندسعی میکنند ساختاری ترکیبی ایجاد کرده به این ترتیب که برای فعالیتهای عادی و معمول ساختارینسبتاً ثابت و برای فعالیتهای جدید که با عدم اطمینان بیشتری همراست، ساختاری منعطف برمیگزینند.
نهایتاً استراتژی های آیندهنگر مستلزم بالاترین درجه انعطاف پذیری ساختاری است. باید همراه باتغییرات و عدم اطمینان محیطی، ساختار بشدت انطباقی شود یعنی دارای پیچیدگی و رسمیت کمگردیده و تصمیمگیریها بصورت نامتمرکز انجام شوند.
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،