اثربخشی سازمانی Organizational Effectiveness
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=41586
اثربخشی سازمانی عبارت از میزانی است که یک سازمان با استفاده از منابع خاص و بدون هدر دادن منابع خود و بدون فرسوده کردن غیر ضروری اعضا و جامعه خود، اهدافش را برآورده میکند.[1]
در واقع اثربخشی سازمانی، درجه نزدیکی یک سازمان به هدفهایش را نشان میدهد.[2] بهعبارت دیگر اندازهای است که یک سازمان به اهدافش تحقق میبخشد.[3]
معیارها و مقیاسهای اثربخشی سازمانی
در دهه 1960 و اوایل دهه 1970 تحقیقات
وسیعی در مورد اثربخشی سازمانی صورت گرفت؛ که منجر به ارائه معیارهای
سیگانه متفاوتی شد. این معیارها عبارتند از:[4]
1. اثربخشی کلی؛
یک نوع ارزیابی کلی است که تا حد زیادی از معیارهای متعددی بهره میجوید.
معمولا از طریق ترکیب نمودن اسناد عملکرد گذشته یا بهدست آوردن
ارزیابیهای کلی و یا از طریق قضاوتهای اشخاص بصیر و مطلع نسبت به عملکرد
سازمان، اندازهگیری میشود.[5]
2. بهرهوری؛ بهرهوری یعنی توانایی در بهکارگیری مقدار کمتری از نیروی کار و سایر مواد مصرفی و تولید یا ارائه خدمات بیشتر است.[6]
3. کارآیی؛ نسبتی است که مقایسهای را بین برخی از جنبههای عملکرد واحد با هزینههای متحمل شده جهت تحقق آن نشان میدهد.
4. سود؛
مبلغ درآمد حاصل از فروش منهای کل هزینه و تعهدات، ایجاد شده است. معمولا
نرخ برگشت سرمایه و درصد بازدهی فروش کل را میتوان معادل سود دانست.
5. کیفیت؛
کیفیت عبارت است از آماده بودن خدمت یا کالا برای استفادهکننده که خود
نیازمند کیفیت طراحی، انطباق، در دسترس بودن و مناسب بودن مکان ارائه خدمت
است.[7]
6. حوادث؛ میزان سوانحی که حین کار اتفاق میافتد و اتلاف وقت را موجب میشود.
7. رشد؛ بهوسیله افزایش در متغیّرهایی نظیر کل نیروی کار، ظرفیّت کارخانه، داراییها، میزان فروش و سود و سهم بازار نشان داده میشود.
8. میزان غیبت در کار؛ تعریف معمولی از غیبت، اشاره به غیبتهای غیر موجه دارد؛ اما علاوهبر این، تعاریف متعددی از غیبت وجود دارد.[8]
9. جابهجایی در کار (ترک خدمت)؛ عبارت است از ترک خدمت اختیاری کارکنان از سازمان.[9]
10. رضامندی شغلی؛ شامل احساسها و نگرشهای هرکس نسبت به شغلش میشود.[10]
11. انگیزش؛ حالتی درونی است که انسان را به انجام فعالیت خاصی ترغیب میکند.[11]
12. روحیه؛ بهعنوان پدیدهای گروهی که متضمن تلاش مضاعف، یکی شدن اهداف فرد و سازمان و ایجاد تعهد و احساس تعلق است، مدنظر قرار میگیرد.
13. کنترل؛
کنترل، فعالیتی است که ضمن آن، عملیات پیشبینیشده با عملیات انجامشده
مقایسه میشوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بین آنچه باید باشد و آنچه
هست، به رفع و اصلاح آنها اقدام میشود.[12]
14. انسجام / تعارض؛
انسجام بهعنوان اینکه، افراد در سازمان همدیگر را دوست داشته باشند، باهم
خوب کار کنند و ارتباطات همهجانبه و باز باهم داشته باشند.[13]
تعارض وضعیتی اجتماعی است که در آن، دو یا چند نفر درباره موضوعهای اساسی
مربوط به سازمان یا باهم توافق ندارند یا نسبت به یکدیگر قدری خصومت
احساسی نشان میدهند.[14]
15. انعطافپذیری / انطباق؛ انطباق و انعطافپذیری به توانایی یک سازمان برای تغییر رویههای استاندارد عملیاتی خود در پاسخ به تغییرات محیطی سازمان برمیگردد.
16. برنامهریزی و هدفگذاری؛
به میزانی که یک سازمان بهطور اصولی و منظم گامهایی را که در آینده باید
بردارد، مشخص میسازد و خود را درگیر رفتار هدفگذاریشده میکند، اشاره
دارد.
17. اجماع در هدف؛ جدای
از تعهد واقعی به اهداف سازمانی، اجماع هدف، به میزانی که همه افراد یک
سازمان، هدف واحدی را برای سازمان خود متصورند، برمیگردد.
18. نهادینه کردن اهداف سازمانی؛ بر پذیرش اهداف سازمانی اشاره داشته و بر این باور است که اهداف سازمانی صحیح و درستند.
19. سازگاری نقش و هنجار؛
به حد و حدودی که اعضای سازمان در خصوص موضوعاتی از قبیل نگرشهای مساعد
نسبت به سرپرستی، انتظارات نقش، روحیه و الزامات نقش توافق دارند، اشاره
میکند.
20. مهارتهای ارتباطی مدیریتی؛
به سطوح مهارتهایی که مدیران در ارتباط با سرپرستان، زیردستان و همکاران
خود در قالب ارائه حمایتهای مختلف، یا تسهیل تعاملات سازنده و مفید و
ایجاد اشتیاق برای تحقق اهداف و عملکرد عالی بهکار میگیرند، اشاره دارد.
21. مهارتهای انجام وظیفه مدیریتی؛
به سطوح مهارتهای کلی اشاره دارد که مدیران سازمان و رهبران گروهها برای
تحقق وظایف سازمانی لازم دارند و مهارتهایی که مدیران در هنگام تعامل با
اعضا سازمان بهکار میبرند، در این مقوله قرار نمیگیرد.
22. مدیریت اطلاعات و ارتباطات؛ کارآیی، صحت و دقت در تجزیه و تحلیل اطلاعات مهم برای اثربخشی سازمانی است.
23. آمادگی؛ قضاوت کلی در خصوص این احتمال که سازمان خواهد توانست، برخی از وظایف جدیدی که از آن خواسته میشود، بهطور موفقیتآمیز انجام دهد.
24. بهرهبرداری از محیط؛ میزان یا حدی که سازمان بهطور موفقیتآمیز با محیط خود در تعامل بوده و منابع باارزش و کمیاب مورد نیاز خود را بهدست میآورد.
25. ارزیابی بهوسیله پدیدههای خارجی؛ ارزیابی راجع به سازمان یا واحد که بهوسیله افراد و سازمانهای موجود در محیط صورت میگیرد.
26. ثبات؛
حفظ و نگهداری ساختار، بخشهای کارکردی سازمان و منابع مورد نیاز آنها در
طی زمان، بهویژه در دورههای حساس زمانی به ثبات سازمان اشاره دارد.
27. ارزش منابع انسانی؛ نوعی معیار ترکیبی که به ارزش کلی اعضا سازمان برمیگردد و در قالب ترازنامه یا حسابداری بیان میشود.
28. مشارکت و نفوذ مشترک؛ میزان یا حدی که افراد، در درون سازمان در اتخاذ تصمیماتی که مستقیما بر کار و سرنوشت آنها تأثیر میگذارد، مشارکت دارند.
29. تأکید بر آموزش و توسعه؛
منظور از آموزش و توسعه، افزایش تواناییهای تخصصی و مهارت کارکنان در
انجام وظایف محوله و به فعلیت درآوردن پارهای از تواناییهای بالقوه
آنهاست.[15]
30. تأکید بر موفقیت؛ قیاسی است بین نیاز فردی برای رسیدن به موفقیت و ارزشی که سازمان، برای تحقق اهداف جدید عمده خود قائل است.[16]
مدلهای اثربخشی سازمانی
مدلهای مختلفی برای بررسی میزان
اثربخشی سازمانی ایجاد شدهاند. این تنوّع در مدلها بهدلیل ماهیّت مفهوم
اثربخشی، بهویژه مرزهای نامشخص آن و بهدلیل مفهومیسازیهای متنوع
سازمانهایی است كه مدلهای مختلف اثربخشی را بهكار میگیرند.
1) مدل هدف (Goal Model)
بهطور كلی، مدل هدف (نیل به هدف)، اثربخشی را بهعنوان تحقق كامل یا حداقل بخشی از اهداف سازمان تعریف میكند.[17]
مدل سنّتی اثربخشی،
متّكی بر نوعی از سازمان بهعنوان مجموعهای از اجزایی است كه گرایش به
رسیدن به اهداف دارند. در این دیدگاه یا مدل، اثربخشی بهعنوان رسیدن یا
حصول به پیامدهای سازمانی تعریف میشود. در این مدل، تمركز بهطور زیادی بر
رسیدن به اهداف و مقاصد است.[18]
هدفهای عملی ازجمله
هدفهای مهمی هستند كه در این روش مورد توجه قرار میگیرند. اگر سعی شود از
هدفهای عملی (و نه هدفهای رسمی) استفاده شود، نتایج بسیار بهتری بهدست
خواهد آمد. معمولاً هدفهای رسمی بهصورت تجریدی و انتزاعی هستند و سنجش یا
اندازهگیری آنها مشكل است. هدفهای عملی نشاندهنده فعالیتهایی هستند كه
سازمان واقعا آنها را انجام میدهد.
در سازمانهای تجاری
برای سنجش اثربخشی سازمان از روش مبتنی بر تأمین هدف یا نیل به هدف استفاده
میشود؛ زیرا میتوان هدفهای تولیدی شركت را بهآسانی اندازهگیری كرد.
معمولاً سازمانها عملكرد خود را برحسب سودآوری، رشد، سهم بازار و بازده
سرمایهگذاری اندازهگیری میكنند.[19]
2) مدل سیستمی (System Model)
مدل سیستمی در حالیكه
اهمیت اهداف را نادیده نمیگیرد، بر ابزارهای مورد نیاز برای رسیدن به
اهداف خاص، كسب منابع و فرآیندها تمركز دارد. در این مدل، مفهوم سازمان در
دیدگاه سیستم باز ریشه دارد؛ كه دروندادها به فرآیندها تبدیل (درونداد به
برونداد) شده و بروندادها بهعنوان بخشی از یك كل نگریسته میشوند، نه
بهعنوان متغیرهای مستقل.[20]
رویكرد سیستمی نسبت به
اثربخشی چنین اظهار میدارد كه سازمانها متشكل از قسمتهای فرعی مرتبط
بههم هستند. اگر قسمتی از این سیستم ضعیف عمل كند، اثر عملكرد ضعیف آن، بر
عملكرد كل سیستم مؤثر واقع میشود.
اثربخشی، مستلزم آگاهی و
تعاملات مؤثر با عوامل محیطی است. مدیریت نمیتواند روابط حسنه خود را با
مشتریان، عرضهكنندگان مواد اولیه، مؤسسات و نهادهای دولتی، اتحادیهها و
عوامل مشابه كه قدرت مخدوش نمودن عملیات باثبات سازمان را دارا هستند،
نادیده بگیرد.[21]
3) مدل ذینفعان استراتژیك (Strategic-Constituencies Model)
ذینفعان استراتژیك
بهعنوان گروهی از افراد تعریف میشوند كه نفعی (Stake) در سازمان دارند.
بهطور ویژهتر، عوامل استراتژیك میتوانند با در نظر گرفتن افرادی كه
بهطور قانونی برای سازمان فعالیت میكنند (كاركنان، مشاوران، نمایندگان،
اعضای هیئت مدیره و غیره) و افرادی كه كاملا بیرون سازمان هستند و برای
خودشان كار میكنند و یا بر اقدامات اعضای سازمان تأثیر میگذارند یا از
آنها تأثیر میپذیرند، تعریف نمایند.[22]
این مدل، با اضافه كردن
انتظارات گروههای ذینفع قوی مختلف كه تحت تأثیر سازمان قرار دارند، حیطه
دو مدل قبلی را توسعه و گسترش میدهد. بنابراین، سازمان بهعنوان
مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی نگریسته میشود كه در مورد مجموعه
پیچیدهای از موانع و اهداف مذاكره و توافق میكنند. در این مدل، مالكان،
كاركنان، مشتریان، تهیهكنندگان، اعتباردهندگان، جامعه و دولت، گروههای
ذینفعی هستند كه باید بهمنظور تضمین اثربخشی و بقای سازمان راضی شوند.[23]
رویكرد ذینفعان
استراتژیك چنین فرض میکند كه مدیران، مجموعه اهدافی را دنبال میكنند كه
این مجموعه اهداف انتخابی، خواستههای همه ذینفعانی كه منابع مورد نیاز
جهت بقای سازمان را كنترل میكنند، دربر دارد. هیچكدام از اهدافی كه
مدیران انتخاب میكنند عاری از ارزش نیستند. خواه این اهداف بهطور دقیق
تعیین شوند یا بهطور ضمنی، به منافع برخی از ذینفعها نسبت به برخی دیگر،
توجه بیشتری معطوف خواهند داشت. مدیران باید با تعیین ذینفعهای كلیدی و
مؤثر بر بقای سازمان و قدرت نسبی هركدام و همچنین با توجه به انتظارات هریك
از آنها از سازمان، سعی در برآورده نمودن نیازهای آنان نماید.[24]
4) مدل ارزشهای رقابتی (Competing-Values Model)
رویكرد ارزشهای رقابتی
با این فرض شروع میشود كه برای ارزیابی اثربخشی سازمانی، بهترین معیار
وجود ندارد. مفهوم اثربخشی، فینفسه مفهومی ذهنی است و اهدافی كه یك
ارزیابی انتخاب میكند، متكی به ارزشهای شخصی، ترجیحات و منافع فردی است.
این رویكرد، استدلال میكند كه عناصر مشتركی وجود دارند كه در هر فهرستی از
معیارهای اثربخشی قرار گرفته و میتوانند بهشیوهای باهم تركیب شده و
مجموعهای از ارزشهای رقابتی را ایجاد كنند. هركدام از این مجموعه
ارزشها، مدل اثربخشی منحصر به فرد را تعریف میكند.[25]
5) مدل عدم اثربخشی (Ineffectiveness Model)
این مدل، با تمركز بر
عواملی كه از عملكرد موفق سازمان جلوگیری میكنند و با نگریستن به
سازمان، بهعنوان مجموعهای از مشكلات و خطاها یك دیدگاه متفاوتی ارائه
میكند. فرض اصلی و پایهای این مدل این است كه سادهتر، درستتر و
سودمندتر است؛ كه بیشتر، مشكلات و نقصها (عدم اثربخشی) را باید مشخص كنیم
تا معیار شایستگیها را (اثربخشی). بنابراین، اثربخشی سازمانی بهعنوان
نبود عوامل عدم اثربخشی تعریف شده است.[26]
جدول 1 مدلهای مختلف اثربخشی را با توجه به مفهومیسازی سازمان و تمركز اصلی آن نشان میدهد.
جدول1: مدلهای اثربخشی سازمانی[27]
|
مدل |
مفهومیسازی سازمان |
تمرکز |
|
مدل هدف |
سازمان بهعنوان مجموعه عقلایی از ترتیبات (Arrangments) که گرایش به رسیدن به اهداف دارند. |
رسیدن و تحقق پیامدها (اهداف) |
|
مدل سیستمی |
سازمان بهعنوان یک سیستم باز (درونداد، تغییر، برونداد). |
درونداد، کسب منابع و منابع داخلی (ابزارها و شیوهها) |
|
مدل عوامل استراتژیک |
سازمان بهعنوان عوامل درونی و بیرونی که با مجموعه پیچیدهای از محدودیتها و اهداف، مذاکره و توافق میکنند. |
پاسخ به انتظارات گروههای ذینفع قوی که حول سازمان هستند. |
|
مدل ارزشهای رقابتی |
سازمان بهعنوان ارزشهای رقابتی، که اهداف متعارض متعددی را خلق میکند. |
سه بُعد ارزشهای رقابتی:
٭ تمرکز درونی در مقابل بیرونی
٭ کنترل در مقابل انعطافپذیری
٭ اهداف در مقابل ابزار یا شیوه |
|
مدل عدم اثربخشی |
سازمان بهعنوان مجموعهای از مشکلات و شکستها |
عواملی که از عملکرد موفقیتآمیز سازمان جلوگیری میکنند. |
ادغام معیارهای اثربخشی
كارشناسان در زمینه مدلها و معیارهای
اثربخشی، یك رویكرد چندبعدی را جهت دستیابی به اثربخشی در سازمانهای مدرن
پیشنهاد كردهاند؛ بدین معنا كه بهكارگیری یك معیار واحد، برای تمام مراحل
چرخه زندگی مناسب نیست و هیچ معیار واحدی وجود ندارد؛ كه بتواند نیازهای
همه افراد سازمان را برآورده سازد، بهخصوص اینكه منافع آنها رقابتی بوده و
متفاوت از یكدیگرند. سازمانهایی كه از مدیریت خوبی برخوردارند، معیارهای
اثربخشی را بهگونهای با یكدیگر تركیب و هماهنگ مینمایند تا با نیازهای
آن موقعیت تناسب داشته باشند. مدیران، باید بهطور دائم ورودیهای مورد
نیاز خود را تعیین كرده و آنها را از طریق اعضای استراتژیك فراهم آورند.
زمانیكه اطلاعات بهدست آمده از این طریق، با فلسفه و رسالت اصلی
سازمان ادغام گردد، مدیریت قادر خواهد بود تا تركیبی از معیارهای مناسب
اثربخشی را استنتاج نماید.[28]
[1].
Thibodeaux, M.S. and Favilla, E; Organizational effectiveness and
commitment through strategic management, Industrial Management &
Data Systems, 1996, Vol. 96, p. 21.
[2]. زاهدی، شمس السادات و دیگران؛ فرهنگ جامع مدیریت، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1379، چاپ دوم، ص269.
[3].
Zheng, W, Yang, B & McLean, G.N; Linking organizational culture,
structure, strategy, and organizational effectiveness: Mediating role of
knowledge management, Journal of Business Research, 2010, Vol63, p764.
[4]. رابینز، استیفن پی؛ تئوری سازمان: ساختار، طراحی، کاربردها، سیدمهدی الوانی و حسن دانائیفرد، تهران، صفار، 1381، چاپ پنجم، ص49.
[5]. همان، ص49.
[6]. سیدجوادین، سیدرضا؛ نظریههای مدیریت و سازمان، نگاه دانش،1386، جلد دوم، ص91.
[7]. سیدجوادین، سیدرضا و کیماسی، مسعود؛ مدیریت کیفیت خدمات، تهران، نگاه دانش، 1389، چاپ دوم، ص35.
[8]. رابینز، استیفن پی؛ پیشین، ص50.
[9]. زاهدی، شمسالسادات و دیگران؛ پیشین، ص390.
[10].
رهنمای رودپشتی، فریدون و محمودزاده، نصرتالله؛ توسعه منابع انسانی،
مطالعه موردی تعلق و تعهد سازمانی و رقابتپذیری، تهران، انتشارات
سازمان مدیریت صنعتی، 1387، ص99.
[11]. رضائیان، علی؛ مبانی سازمان و مدیریت، تهران، سمت، 1382، چاپ پنجم، ص444.
[12]. الوانی، مهدی؛ مدیریت عمومی، تهران، نی، 1379، چاپ چهاردهم، ص120.
[13]. رابینز، استیفن پی؛ پیشین، ص52.
[14]. رضائیان، علی؛ مدیریت تعارض و مذاکره (مدیریت رفتار سازمانی پیشرفته)، تهران، سمت، 1387، چاپ سوم، ص6.
[15]. میرسپاسی، ناصر؛ مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روابط کار، تهران، میر، 1381، چاپ بیست و یکم، ص252.
[16]. رابینز، استیفن پی؛ پیشین، ص52.
[17].
Martz, W.A; Evaluating organizational effectiveness. Dissertation for
the Degree of Doctor of Philosophy, Western Michigan University, 2008,
p33.
[18].
Henri, J.F; Performance Measurement and Organizational Effectiveness:
Bridging the Gap. Managerial Finance Journal, 2004, Vol30, p98.
[19].
دفت، ریچارد ال؛ تئوری سازمان و طراحی ساختار، علی پارسائیان و سید محمد
اعرابی، تهران، شركت چاپ و نشر بازرگانی، 1388، جلد دوم، ص106.
[20]. Henri, J.F; Ibid, p98.
[21]. رابینز، استیفن پی؛ پیشین، ص59.
[22]. Martz, W.A; Ibid, p45.
[23]. Henri, J.F; Ibid, p98.
[24]. رابینز، استیفن پی؛ پیشین، ص64.
[25]. همان، ص68-67.
[26]. Henri, J.F; Ibid, p98.
[27]. Ibid, p99.
[28]. کریتنر، رابرت و کینیکی، آنجلو؛ مدیریت رفتار سازمانی، علیاکبر فرهنگی و حسین صفرزاده، تهران، پیام پویا، 1386، چاپ دوم، ص546.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۹/۲۹ ساعت 19:39 توسط محمد ضيائي
|
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،