تاکتیک های نفوذ Influence Tactics
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38350
واژه Influence در لغت بهمعنی کنش یا قدرتی است که یک نتیجهای را بدون اعمال آشکار زور یا بدون اعمال مستقیم فرمان، تولید میکند[1] و اصطلاحا عبارت از اعمالی است که مستقیم یا غیر مستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران میشوند.[2]


http://herfatigargari.persianblog.ir/post/136/
نفوذ
فراگرد اثرگذاري بر افكار، يا عواطف شخص ديگر را نفوذ گويند. نفوذ، پاسخ رفتاري نسبت به اعمال قدرت و يا به عبارت ديگر نتيجهاي است كه از طريق به كارگيري قدرت حاصل ميشود.
در روابط ميان رئيس و مرئوس، تلاشهای بسياري براي نفوذ از سوي مدير صورت ميپذيرد كه كارمند آنها را مشروع ميداند. اين درخواستها در «قلمرو اطاعت و پيروي» كارمند قرار ميگيرد، حدي كه تلاشهای نفوذ در كارمند مشروع است و وي نيز بدون ترديد انجام وظيفه ميكند. كارمند تقاضاي چنين رفتارهايي را حق مدير ميداند و به آنها پاسخ مثبت ميدهد. در برخي موارد هيچگونه قدرتي براي وادار كردن كارمند به اطاعت كفايت نخواهد كرد، به ويژه در صورتي كه كارمند رفتارهاي مورد انتظار رئيس را غيراخلاقي بداند.
در سازمانها تاکتیکهای متنوعي را براي ايجاد نفوذ بين كاركنان ميتوان به كار بست. مهمترین اين تاكتيكها را میتوان در هشت دسته طبقه بندي كرد. تاكتيكهاي هشتگانه نفوذ در سازمان عبارتند از:
1. مشورت: از فرد خواسته ميشود تا در يك تصميمگيري، برنامهريزي، چگونگي اجراي يك خطمشي، استراتژي يا تغيير مشاركت كند.
2. تشويق منطقي: براي ترغيب فرد به پذيرش يك پيشنهاد يا انجام كار، دلايل منطقي و شواهد واقعي ارائه ميشود. بدين گونه كه نشان داده شود پيشنهاد حياتي است و احتمالاً به كسب هدفهای كاري منجر ميشود.
3. درخواستهای الهامبخش: فرد تقاضا يا پيشنهاد احساسي ارائه ميدهد كه با توسل به ارزشها و مطلوبهای شما، اشتياقتان را برانگيخته يا با افزايش اعتماد، شما را براي انجام كار توانا ميسازد.
4. تاكتيكهاي جلب نظر (خشنودسازي) : فرد سعي ميكند تا شما را در حالت خوبي بيابد و پيش از آنكه چيزي از شما طلب كند برداشت خوبي از خود در ذهن شما بنشاند.
5. تاكتيكهاي ائتلاف: فرد براي ترغيب شما به انجام كار از ديگران كمك ميطلبيد يا از حمايت ديگران به عنوان يك دليل براي انجام كار استفاده ميكند.
6. تاكتيكهاي فشار: فرد براي قانع كردن شما به موافقت با تقاضايش يا حمايت از پيشنهادش طلبكارانه و با حالت تهديد و تهاجمي عمل ميكند يا به طور مستمر با يادداشت دادن، درخواست خود را پيگيري ميكند.
7. توسل به مقامهای عالي: فرد سعي ميكند با ذكر اينكه مديريت رده بالا با تقاضايش موافق است موافقت شما را بگيرد يا براي كمك در اخذ نظر موافق شما با تقاضايش به مقام بالا متوسل ميشود.
8. تاکتیکهای داد و ستد مشروع: فرد وعده آشكار يا ضمني ميدهد كه اگر با تقاضايش موافقت كنيد پاداش يا منافع ملموس دريافت خواهيد كرد يا لطف قبلي خود را نسبت به شما يادآور ميشود تا احساسهای شما را برانگيخته و اكنون جبران كنيد.
اين رهیافتها را ميتوان تاكتيكهاي نفوذ عام به شمار آورد؛ زيرا نفوذ اجتماعي همه جانبه و در محيطهاي متنوع و گسترده را موجب ميشوند. كاركنان براي نفوذ در مافوق خود تاكتيك نفوذ خود را با توجه به سبك مديريت او برميگزينند.
انواع تاکتیکهای سياسي در سازمان
مجموع قدرت و نفوذ فرد بيانگر ظرفيت سياسي وي براي اقدام سياسي است. انواع تاکتیکهای سياسي عبارتند از:
سركوب:
خشنترين شكل سوءاستفاده از ديگران تهديد آنان در صورت عدم موافقت با
درخواست فرد است. اين نوع رفتار ميتواند به واكنش منفي و سريع ديگران منجر
شود.
قرباني كردن ديگران:
تلاش براي به هم مربوط ساختن مسئوليتها به هنگام شكست و يا ديگر حوادث
منفي كه باعث مقابله مدير با ديگر افراد مثل زيردستان يا شرايط محيطي
ميشود.
دستکاری اطلاعات[1]؛
شامل نگاه داشتن تمام يا بخشي از دادههاي موجود، ارائه عمدي تصاوير
اشتباهات و خطاها به ديگران و يا انتشار عمدي جرياني از اطلاعات براي مطرح
ساختن يك تعارض كه ميتواند در برابر نكوهش يا انتقاد از مشكلات، كاهش چشم و
همچشمي و يا افزايش شهرت مدير مورد استفاده قرار گيرد.
تصور مثبت مديريت[2] : شامل تاكتيكهايي است كه مدير را خوب و مثبت نشان ميدهد و ديگر تاكتيكهاي رايج مثل تحسين و مجذوب كردن.
تصور منفي مديريت[3]
: شامل انواع تاكتيكهايي است كه عملاً يك ادراك منفي را در فكر ديگران
ايجاد ميكند و معمولاً در مورد يك سرپرست است و باعث كاهش انگيزهها
ميشود.
يك مطالعه ديگر انواع تاکتیکهای سياسي و ميزان استفاده آنها در سازمان را مورد بررسي قرار داده است. نتايج اين تحقيق در جدول زير مشاهده میشود:
تاكتيك سياسي |
درصد استفاده مديران |
شرح مختصر هر تاكتيك |
|
حمله به ديگران يا سرزنش آنها |
54
|
اجتناب يا به حداقل رساندن سهم خود در يك شكست هنگامي كه هدف كاهش رقابت براي منابع محدود باشد رفتار بيش فعال به شمار ميآيد |
|
استفاده از اطلاعات به عنوان يك ابزار سياسي |
54 |
نگاه داشتن يا تحريف عمدي اطلاعات، پنهان كردن يك وضعيت نامطلوب از طريق بمباران اطلاعاتي مافوقها |
|
ايجاد تصويري مطلوب از خود |
53 |
انتخاب نوع لباس و آرايش خود مطابق ذوق و سليقه ديگران، رعايت هنجارهاي سازماني ـ توجه ديگران را به موفقيتها و نفوذ جلب كردن و از موفقيتهاي ديگران كسب اعتبار كردن |
|
ايجاد پايگاه حمايتي (مردمي) |
37 |
كسب حمايت قبلي براي يك تصميم |
|
ستايش ديگران (چاپلوسي) |
25 |
پرداختن به كارهايي افراد با نفوذ خوششان ميآيد |
|
ائتلاف قدرت با همپيمانان قوي |
25 |
تشكيل تيمي با افراد قوي كه ميتوانند كارها را به نتيجه برسانند. |
|
معاشرت با افراد با نفوذ |
24 |
ايجاد يك شبكه حمايتي در داخل و خارج سازمان |
|
ايجاد الزامهای اخلاقي (مقابله به مثل) |
13 |
بدهكار كردن ديگران از نظر اخلاقي |
صاحبنظران به اين باورند كه رفتارهاي سياسي اكتسابي است و در آغاز ممكن است مغاير با ترجيحات فردي باشد ولي هنگامي كه وي استفاده از اين تاکتیکها را لازم ميدارند آنها را به كار خواهد برد.
۱-حمله به دیگران یا سرزنش دیگران
۲- استفاده از اطلاعات به عنوان یک ابزار سیاسی
۳- ایجاد تصویر مطلوب از خود
۴-ایجاد پایگاه حمایتی
۵- ستایش دیگران
۶-ائتلاف قدرت با هم پیمانان قوی
۷-معاشرت با افراد بانفوذ
۸-ایجادالزام اخلاقی .
تاکتیک های نفوذ:
1- فشار یا پیگیری
2-توسل به مقامات عالیه و مافوق
3-بده بستان
4-ائتلاف سازی
5-جلب نظر
6-تشویق منطقی
7-تقاضای الهام بخش
8-مشورت.![]()
تاكتيكي براي نفوذ در دلها
براي نفوذ در دلها بايد به راهكارها و دستوراتي كه اسلام براي عملياتي شدن آن ارائه داده, گوش فرا داد و عمل نمود.
جذب
حداكثري كه اين روزها زياد در موردش سخن به ميان مي آيد، راهكارهاي خاص
خود را مي طلبد و تنها با شعار به سرانجام نخواهد رسيد. همه بايد بدانيم كه
شعار اساسي اسلام جذب حداكثري است، اما براي محقق شدن اين شعار بايد به
راهكارها و دستوراتي كه اسلام براي عملياتي شدن آن ارائه داده, گوش فرا داد
و عمل نمود.
مهمترين راهكار اين مساله, اخلاق نيكو است كه معجزه مي
كند و دواي هر دردي است, اما تاكتيكهاي كارساز و تاثيرگذار ديگري نيز وجود
دارد كه بدون آنها نمي شود به اين نكته پر اهميت دست يافت.
قرآن يكي از
وظايف اهل ايمان را گفتار و رفتار نيكو با مردم برمي شمرد. اما نه با گروه
كوچكي از مردم بلكه با همه مردم از هر قشر و جنس و مذهب و آيين و روشي. در
سوره بقره آيه 83 مي خوانيم:
«وَ قولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» «با مردم نيك سخن بگوييد»
بنابراين
برخورد خوب و گفتار نيكو، نه تنها با مسلمانان، بلكه با همه مردم لازم
است. اما سوال اين است كه چرا بايد با همه مردم با هر گرايش و تفكري و با
هر اعتقاد و انديشه اي، خوش برخورد بود و معاشرتي نيكو داشت؟
تاكتيكي براي نفوذ در دلها
دليل اين دستور الهي را بايد از اهل بيت پرسيد و پاسخ را از زبان آنان شنيد. امام صادق عليه السلام در مورد اين آيه مي فرمايد: مقصود، همه مردمان اعم از مؤمنان و مخالفان است. با مؤمنان، بايد گشاده رو بود و با مخالفان نيز بايد به نرمى و مدارا سخن گفت تا به سوى ايمان كشيده شوند. (بحار الأنوار، ج 75، ص 401)بنابراين يكي از اهداف اساسي اين معاشرت نيكو، هدايت و جذب مخالفان به سوي شهر پر نور ايمان است.
آري، يكي از مهمترين تاكتيك هاي جذب حداكثري اسلام، «معاشرت همراه با مدارا» است كه معمولا با صبر و شكيبايي و تحمل نظر مخالف، همراه است.
البته ظاهر اين دستور شايد به نظر مشكل نيايد، اما نوبت به عمل كه مي رسد روشن خواهد شد كه بسيار كار سختي است. رفاقت و بگو و بخند با همفكران كه كاري ندارد و عمل سختي نيست. (بگذريم از برخي كه در همين كار ساده هم مانده اند.) بلكه توانمندي در آن است كه بتوانيم با مخالفان خود (البته نه با دشمنان و متجاوزان) همنشيني مسالمت آميزي داشته باشيم و ارتباطي جدي با آنان برقرار نماييم. هنرمند كسي است كه بتواند دروازه دل مخالفانش را بگشايد و قله هاي محبت قلب آنان را فتح كند و نور هدايت را بر سرزمين انديشه آنها بتاباند.
بنابراين مهم آن است كه بتوانيم با يك حركت تاكتيكي، آهن ربا گونه عمل كنيم و مخالفان خود را به درون شهر ايمان راهنمايي نماييم.
امامان ما هم تا توانسته اند فرمان به استفاده از اين تاكتيك كارا داده اند. يكي از شيعيان به امام جواد عليه السلام نامه نوشت كه: پدرم مرد ناصبى و بد اعتقادي است. من از سوي او با زحمات و سختي فراواني رو به رو گشته ام. خواهشمندم كه درباره ام دعا كنيد و بيان فرمائيد كه نظرتان در اين باره چيست؟ آيا با وى به دشمنى و پرخاش برخيزم و يا مدارا نمايم؟
حضرت در پاسخ نوشتند: نوشته ات را خواندم و به آنچه درباره پدرت گفته بودي, پى بردم. ان شاء اللَّه در باره تو دست از دعا نمى كشم و مدارا براى تو بهتر از دشمنى و پرخاشگرى است. به همراه هر سختي و مشكلى, آسانى و راحتي است. صبر، پيشه ساز كه عاقبت از آن پرهيزكاران است. خداوند تو را بر ولايت آن كس كه ولايتش را پذيرفته اى ثابت بدارد. ما و شما در امانت خدائيم. همان خدائى كه اماناتش ضايع و تباه نمي گردد.
او مي گويد: پس از آن، خداوند دل پدرم را مطابق ميلم برگرداند. به گونه اي كه در هيچ چيز با من مخالفت نمى ورزيد. (امالي مفيد، ص 191)
شك نكنيد كه اين ابزار به ظاهر ساده, بسيار معجزه گر است و كارايي وسيعي دارد. فراوان است دلهايي كه قفل محكم و سرسخت آن با كليد مدارا گشوده شده است و گوي سبقت را از ديگران ربوده.
بنابراين يكي از كليدهايي كه بايد در دست همه مومنان باشد و فراوان از آن بهره بگيرند, مدارا با ديگران علي الخصوص با مخالفان در عقيده است. كليدي كه تقريبا به اكثر قفلها مي خورد و دروازه هاي دل بسياري از مردم را به سوي نور مي گشايد و راه برون رفت از بسياري از بن بست ها است.
مخالفت با تاكتيك اهل بيت به بهانه محبت!!
به طور قطع مدارا يكي از تاكتيك هاي اساسي اهل بيت براي جذب و كشش مخالفان به سوي ايمان است. مدارايي كه با محبتي واقعي همراه باشد و قلبها را مجذوب خود كند. بسياري از دشمنان اهل بيت كه ناصبي بودند و از هيچ ناسزايي فروگذاري نمي كردند با اين تاكتيك كارا رو به سوي مكتب اهل بيت كردند و مومن شدند.اما متاسفانه برخي در جامعه شيعي ما خلاف تاكتيك پيشوايانمان عمل مي كنند و به بهانه محبت اهل بيت در حق آنان جفا مي كنند.
به نظر شما آيا مي شود شيعه همين امامان بود و به جاي مدارا با مخالفان بر طبل اختلافات مذهبي كوبيد؟ مي شود پيرو آنان بود و مدام در تريبون هاي آشكار به اعتقادات آنها بي احترامي كرد؟ مي توان خود را علوي دانست و هر روز فاصله را با پيروان آيين ها و مذاهب ديگر بيشتر و بيشتر نمود؟
آيا سخنراني هاي تند و تيزي كه گاه از برخي از سخنوران به نام، پخش و تكثير مي شود و با توهين و بي احترامي به مخالفان شيعه همراه است، با تاكتيك مدارا گونه اهل بيت سازگار است؟ آيا مي شود به اسم محبت به اهل بيت مزار امامين عسكرين را تخريب كرد؟ آيا عملي كه نتيجه اش تخريب اين دو حرم شريف است، آنقدر پسنديده است كه بسياري از آن درس نمي گيرند و به كار قبيح خود ادامه مي دهند؟
آيا خون شيعيان پاكستان به گردن گردانندگان جلسات علني منسوب به خليفه دوم نيست؟ آيا دشمن از شيعه امير مومنان جز حماقت و كنار گذاردن سلاح كاراي مدارا مي خواهد؟
آيا نمي توان چنين سبكسري آشكاري را بدعتي روشن و واضح برشمرد؟
آيا گروه گروه افرادي كه مستبصر مي شوند و پاي بر عالم تشيع مي نهند، با نوارهاي سخنراني و مداحي كذايي هدايت مي شوند و راه را پيدا مي كنند؟
آري، چه مظلوم است آقايي كه نامش را به زبان مي آوريم و مرامش را به باد فراموشي مي سپاريم. آقايي كه خود را شيعه او مي دانيم و گاه دقيقا خلاف مسير او را مي پيماييم.
با اين وجود دل خوشيم كه اكثريت با هوشياران است و قاطبه شيعيان در عمل و انديشه همراه و همگام مولايشان علي هستند.
نويسنده: سيد مصطفي بهشتي
منبع: سايت تبيان
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،