تئوریهای انگیزش motivation theories
برخی از نظریه های انگیزش
برخی از نظریه های انگیزش
نظریهٔ سلسله مراتب نیازهاتوسط آبراهام مازلو
نظریه زیستی- تعلق- رشد (ERG)
این نظریه از سه جهت با نظریه ی سلسله مراتب مازلو تفاوت دارد:
این نظریه، ابتدا نیاز ها را به سه دسته تقسیم می کند:
1. نیازهای زیستی که به رفاه مادی افراد مرتبط است(Existence).
2. نیازهای تعلق که میل به ارضای روابط میان فردی را در بر می گیرد (Relatedness).
3. نیازهای رشد که به بیان میل به رشد و توسعه مستمر فردی می پردازد(Growth).
نظریه نیازهای اکتسابی
ظریه ی نیازهای اکتسابی(Achievement Motivation Theory) که توسط دیوید مک کله لند
نیاز به کسب موفقیت (n-achievement) نیاز به تعلق (n-affiliation) – نیاز به قدرت (n-power) –
تئوری XوتئوریYنظریه توسط داگلاس مک گرگور
تئوری بهداشت-انگیزش(دو عاملی)فردریک هرزبرگ بر این باور بود که رابطه کار با فرد یک رابطه اصولی و اساسی است مطابق این نظریهٔ افراد به وسیلهٔ دو دسته از عوامل زیر تحت تأثیر قرار می گیرند.
نظریه های نوین انگیزش
نظریه مبتنی بر نیاز های سه گانه
دیوید مک کللند و تعداد دیگری از پژوهشگران سه عامل انگیزشی مرتبط با بیاز را پیشنهاد نمودند.
- نیاز به کسب موفقیت نیاز به کسب قدرت و اعمال آن نیاز به ایجاد دوستی
نظریه تعیین هدف(به انگلیسی: Goal-setting theory)
نظریه تقویت رفتار (به انگلیسی: Reinforcement theory)
نظریه برابری (به انگلیسی: Equity theory)
نظریه انتظار (به انگلیسی: Expectancy theory)ویکتور وروم
نظریهٔ سلسله مراتب نیازها
این نظریه از معروفترین نظریه های انگیزش است که توسط آبراهام مازلو ارائه شد.به نظر وی درون هر انسان پنج دسته نیاز وجود داردو هر شخص برای ارضای نیاز های خود به ترتیب زیر می کوشد.
- نیاز های فیزیولوژیکی، مانند نیاز به آب،غذا،خواب و غیره.
- نیاز به امنیت، مانند مسکن،تأمین و محفوظ ماندن در برابر خطرات محیطی و عاطفی.
- نیاز اجتماعی،مانند عشق محبت خانواده.
- نیاز به احترام که به دو بخش درونی وبیرونی تقسیم می شود،درونی مانندحرمت نفس و بیرونی مانند شهرت.
- خودشکوفایی که عبارت است از بهره گیری از استعداد ها و رشد و توسعه فردی.
مازلو این نیاز ها را به دو دسته بالایی و پاینی تقسیم کرده است، نیاز های فیزیولوژیکی و امنیت در رده پایین و نیاز های اجتماعی، احترام، خودشکوفایی را در رده بالا قرار داد.نیازهای رده بالا در درون فرد ارضا شده و نیاز های رده پایین به وسیله عوامل بیرونی ارضا میشوند.
نظریه زیستی- تعلق- رشد (ERG)
این نظریه از سه جهت با نظریه ی سلسله مراتب مازلو تفاوت دارد:
این نظریه، ابتدا نیاز ها را به سه دسته تقسیم می کند:
1. نیازهای زیستی که به رفاه مادی افراد مرتبط است(Existence).
2. نیازهای تعلق که میل به ارضای روابط میان فردی را در بر می گیرد (Relatedness).
3. نیازهای رشد که به بیان میل به رشد و توسعه مستمر فردی می پردازد(Growth).
بر خلاف نظریه ی سلسله مراتب مازلو که رفتن به سطح بالاتر نتیجه ی ارضای
سطح پایین تر است، این نظریه از اصل " ناکامی- بازگشت" استفاده می کند. این
اصل بیانگر این است که اگر نیاز سطح بالایی در فرد سرکوب شود، نیاز سطح
پایین تر در وی فعال می شود. مازلو عقیده دارد هر رفتار در هر لحظه ی مشخص،
تحت تاثیر نیازی است که شدیدتر است، در حالی که آلدلرفر می گوید در هر
لحظه بیش از یک نوع نیاز می تواند در شکل دهی رفتار نقش داشته باشد.
نظریه نیازهای اکتسابی
ظریه ی نیازهای اکتسابی(Achievement Motivation Theory) که توسط دیوید مک کله لند مطرح شده است به این موضوع می پردازد که انگیزش ریشه در فرهنگ دارد.مک کله لند بیان می دارد که همه ی انسان ها سه نیاز مهم دارند:
نیاز به کسب موفقیت (n-achievement) – توفیق طلبی، میل به انجام چیزی بهتر با کارایی بالاتر برای حل مسائل یا تسلط بر کارهای پیچیده.
نیاز به تعلق (n-affiliation) – میل به برقرای و حفظ روابط دوستانه و گرم با دیگران.
نیاز به قدرت (n-power) – میل به کنترل دیگران، نفوذ در رفتار آنان یا مسئول دیگران بودن.
تئوری XوتئوریY
شیوه ای از مدیریت که نگرش مدیران را نسبت به کارکنان از دو دیدگاه بررسی می کند.ای نظریه توسط داگلاس مک گرگور ارائه شد.در این شیوه از یک جهت شاهد دیدگاهی منفی هستیم،از این دیدگاه کارکنان علاقه زیادیبه کار کردن ندارند،مسئولیت پذیر نیستندو باید بر رفتار آنان نظارت کرد وی این دیدگاه را نظریهٔ X معرفی کرد و دیدگاه دیگر به عنوان نظریهٔ Y که دیدگاهی مثبت نسبت به کارکنان دارد و آنان را مسئولیت پذیر و مشتاق کار در نظر می گیردکه به دلیل خود نظارتی نیازی به نظارت ندارند.
تئوری بهداشت-انگیزش(دو عاملی)
فردریک هرزبرگ بر این باور بود که رابطه کار با فرد یک رابطه اصولی و اساسی است مطابق این نظریهٔ افراد به وسیلهٔ دو دسته از عوامل زیر تحت تأثیر قرار می گیرند.
| عوامل بهداشتی | عوامل انگیزشی |
|---|---|
|
|
نظریه های نوین انگیزش
نظریه مبتنی بر نیاز های سه گانه
دیوید مک کللند و تعداد دیگری از پژوهشگران سه عامل انگیزشی مرتبط با بیاز را پیشنهاد نمودند.
- نیاز به کسب موفقیت یعنی تلاش در راه درخشیدن و با توجه به رعایت استانداردهایی موفق شدن.
- نیاز به کسب قدرت و اعمال آن یعنی صاحب قدرت افراد را وادار به انجام کاری کند که اگر غیر از این می بود به شیوه دیگری عمل می کردند.
- نیاز به ایجاد دوستی یعنی تمایل به کسب حمایت و ایجا روابط صمیمی با دیگران.{سخ}}
نظریه تعیین هدف(به انگلیسی: Goal-setting theory)
اساس این نظریه بر این موضوع استوار است که قصد یا اراده فرد یا سازمان را می توان به عنوان منبع اصلی انگیزس به حساب آورد.یعنی ویژگی هدف به خودی خود می تواند به عنوان یک عامل انگیزش داخلی عمل کند.
نظریه تقویت رفتار (به انگلیسی: Reinforcement theory)
این نظریه نقطه مقابل نظریه تعیین هدف می باشد.در این نظریه ما با رهیافت رفتاری سر و کار داریم.در این نظریه محیط مسبب نوع رقتار در نظر گرفته می شود نه رویداد های درونی افراد.
نظریه برابری (به انگلیسی: Equity theory)
در این نظریه مرجع یا چیزی که فرد خود را با آن مقایسه می کند از اهمیت زیادی برخوردار است.سه مرجع همواره مورد توجه است،دیگران،سیستم و خود.
نظریه انتظار (به انگلیسی: Expectancy theory)
ویکتور وروم
نظریه پرداز این نظریه می باشد، وی معتقد بود که گرایش به نوعی عمل یا
اقدام در جهتی مشخص در گرو انتظاراتی است که پیامد آن مشخص می باشد و
نتیجهٔ آن مورد علاقه کننده کار می باشد.
این نظریه شامل سه متغیر می باشد.اهمیت ، رابطه بین عملکرد و پاداش و رابطه بین تلاش و عملکرد .
تعلیم و تربیت....و...مدیریت از دیدگاه قرآن و حدیث ( چهارده معصوم علیهم السلام )،