برخی از شاخصه های سلامت روانی از دیدگاه قرآن کریم


خليل منصوري

واژه سلامت رواني معمولا زماني به كار مي رود كه فرد با مشكلي روبه رو گردد نتواند رفتار متعادل و مناسبي را از خود بروز دهد. كسي كه در برخوردهاي عادي روزمره از خود رفتار مناسبي بروز ندهد مي گوييم كه او روان رنجور و يا بيمار رواني است و از سلامت رواني برخوردار نيست. در حقيقت با توجه به ناهنجاري رفتاري، او را محكوم به روان رنجوري مي كنند.

سلامت رفتار انسان معمولا به معناي هماهنگي با محيطي است كه فرد در آن زندگي مي كند و اين كه در برابر چيزهايي كه سلامت جسم و جانش را تهديد مي كند موضع گيري مناسبي از خود بروز مي دهد، مثلا وقتي با حيوان درنده اي مواجه مي شود حالت انفعالي و تدافعي گرفته از آن مي ترسد و آماده حمله يا مقابله با آن خطر مي شود. اين گونه رفتار نشان دهنده سلامت رواني فرد است؛ اما اگر فردي در برابر خطر از خود واكنش مناسبي بروز ندهد و يا در برابر يك حيوان اهلي و بي خطر چون گربه خانگي واكنش هاي انفعالي يا تدافعي تندي از خود ظاهر سازد آن را يكي از نشانه هاي اختلال رواني و روان رنجوري به شمار آورده و متهم به عدم تعادل و سلامت رواني مي كنيم.

در حقيقت واكنش و رفتار مناسب دربرابر محرك هاي دروني و بيروني و برخوردهاي معمولي چنان چه ديگران از خود به طور طبيعي بروز مي دهند نشانگر سلامت رواني از نظر مردم است.

چنين نگرشي نيز از سوي روان شناسان تجربي درباره مفهوم و معنا سلامت رواني بيان شده است كه در نتيجه شاخصه هاي سلامت رواني نيز از اين منظر مورد توجه ايشان قرار مي گيرد. روان شناسان با نگرش رفتارشناسي و با توجه به روش هاي علم تجربي سلامت رواني به سلامت رفتاري بازگردانده اند. در حقيقت آنان هرگز نتوانسته اند تعريفي جامع و مانع به دست دهند. تعريف هاي از اين دست در حقيقت از زاويه بسته رفتارشناسي انجام شده است نه روان شناسي.

به نظر مي رسد اين نگرش نادرست است و روان شناس را در جايگاه واقعي نمي نشاند بلكه او را به يك رفتارشناس فرو مي كاهد. امري كه شايد روان شناسان تجربي گرا از اين نسبت خرسند شوند، زيرا علوم انساني به جهت مفهوم علم بودن و گرايش هاي روش تجربي توجه خاص و ويژه اي به كاركردهاي علم دارند.

روان شناسان تجربه گرا آن چه را در دانش روان شناسي مورد تحليل و بررسي قرار مي دهند سلامت رفتاري است. هر چند كه سلامت و بيماري در سلوك و رفتار خود نشان دهنده سلامت و بيماري روان است ولي توجه به معلول جهت تبيين علت ناكافي و نادرست است؛ از اين رو بايد توجه را به سلامت رواني مبذول داشت نه به سلامت رفتاري كه بخشي از معلول است.

آخرین موضوعات ارسالی این انجمن: